<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتگو - همه انجمن ها]]></title>
		<link>http://reiki-iran.org/forum/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتگو - http://reiki-iran.org/forum]]></description>
		<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 20:24:19 -0400</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[ریکی اسلامی Islamic Reiki]]></title>
			<link>http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=9</link>
			<pubDate>Wed, 09 Dec 2009 21:30:10 -0500</pubDate>
			<dc:creator>nimamohyeddin</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=9</guid>
			<description><![CDATA[ریکی اسلامی Islamic Reiki<br />
<br />
<img src="http://sunninews.files.wordpress.com/2008/01/allah.jpg" border="0" alt="[تصویر: allah.jpg&#93;" /><br />
<br />
سبکی است که در آن با کمک صفات خداوندی می توان ارتباطی عمیق با خالق بدون وابستگی به مذهب خاصی ولی با کمک تکنبکهای اسلامی انجام داد.<br />
<br />
This is a style which by help of God’s attributes we can have deep connection with creator,without dependence on special religion,but with islamic techniques.<br />
یکی از بزرگترین اساتید متافیزیک و سیستمهای انرژی و مبدع سچیم ریکی آقای پاتریک زیگلر با اینکه مسلمان نیست پس از همسویی از راه دور این سبک قدرت آن را عالی و حیرت انگیز دانسته .<br />
این سبکی جدید با قدرت و آرامشی حیرت آور است که توسط بابک سرخپور مبدع آن راسما" براي اولين بار در فستیوال سلامتی 2009 مالزی به جهانیان معرفی شد.<br />
<br />
One of the greatest metaphysic’s master and energy systems and founder of reiki Secheme is mr Patric Zigler.Although he is not muslim ,but after atunement from distance with this style,considered this power,as excellent and wondering style.<br />
This new style with power and amazing peace which by its founder ,Babak Sorkhpour for first time introduce formally in Health Festival for people of the world.<br />
مقدمه<br />
بزرگترین مشکل طیف های مذهبی و دینی با ریکی آن است که در مشابهت سمبلها و کارکردهای آن را با ضوابط و قوانین خود دچار تردید می شوند.<br />
Introduction<br />
The biggest problem of religious spectrum with reiki is that ,it is ambigious in similarity to its symbols and performance with its own laws and regulations .<br />
<br />
در این بین مسلمانان پس از برخورد با مباحث و نماد های کانجی ژاپنی و یا تبتی اینگونه حس می کنند که چرا از اذکار و نامهای خداوند همچون الله نمی توان استفاده کرد و آيا شفا دهي صرفا" در انحصار مسيحيان است؟<br />
<br />
In this between muslims after dealing with issues and symboles of japanease Kanji or Tibetan ,feel that why they can not use God’s name like Allah and wether cure merely is monopoly of christants?<br />
<br />
البته طریقتهای همچون صوفیه در این خصوص بر اساس آمیزه های دینی فعالیتهایی نمودند اما مطابقت و مشابهت آنان چون نوعی روش و راه زندگی هستند با ریکی که صرفاً یک تکنیک درمانی و شفای هاله و چاکرا ها است بسیار خطا است.<br />
<br />
Of course in this regard the pathes like Sofia which are based on religious mix ,had many activities.<br />
But because their corresponding and similarity as a method of the way of life,with reiki which merely is a technique for healing of Aura and Chakra is very wrong.<br />
<br />
هدف از ریکی اسلامی نه ایجاد یک طریقت ، تفکر یا اعتقاد است بلکه صرفاً یک همانند سازی و استفاده از پتانسیلهای نمادهای اسلامی در شفا و بهبود وضعیت روحی و روانی است.<br />
پس در پایان مجدداً تاکید می کنم این سیستم روشی برای دست یافتن به اسرار شفا بخشی اذکار اسلامی است و هیچ دخالتی در نوع و نگرش دینی ، مذهبی و اعتقادی شما ندارد و من نیز چنین هدفی ندارم.<br />
<br />
The aim of Islamic Reiki is not creating a path, thought or belief but its <br />
Merely a cloning and use of Islamic symbols potentials in healing mental and physical states.<br />
<br />
تاریخچه :<br />
من متولد 27 می 1978 هستم ،از کودکی به نماز ، اذان و عرفان بسیار علاقه داشتم اما از سال 1997 دیگر چندان در این افکار نبودم تا اینکه در 10 مارچ 2007 من با ریکی اوسویی همسو شدم و هم اکنون استادی سبکهای متعدد ریکی اوسویی ،کارونا ،سچیم ،کاگامی ،کندالینی و ... را از بهترین اساتید این سبکها در دنیا اخذ کرده ام در پایان همسوییم عبارت الله را بسیار درخشان و بزرگ در مقابل خود دیدم ، معنی آن چه بود؟<br />
 <br />
History<br />
I was born in May 27 1978,I was so interested in prayer,azan,and sophism ,but since 1997 I hadnt thought about this any more,until in march 10 2007 I fell in line with Reiki Osooei,now I learnt being Master of oosouei,karona,sechem,kagami,kandelini …of the best master in the world, in this styles .At the end of my first attunement ,I saw the word of Allah very brilliant and great.<br />
what it means?<br />
این را هم بگویم همیشه عاشق نام خدا و اذان گفتن در خلوت خود در جنگل و طبیعت بوده ام و هستم !<br />
<br />
That’s better I also say that I always fell in love with name of God and I have been saying Azan in my privacy in Jungle and nature and still I am in love .<br />
 <br />
همیشه شاگردانم از من می پرسیدند چرا ما که مسلمان هستیم نمی توانیم از بخش شفا دین خود استفاده کنیم (همانطور كه شاگردان استاد اوسويي از او مي ژرسيدند چرا ما نمي توانيم شفا دهيم )، حتی گاهی آنان از سمبلهای ریکی می ترسیدند و داستان های عجیبی مثل اینکه با جن در ارتباط است<br />
می ساختند و این دلیلی است که مسلمانان کمتر به ریکی اقبال دارند.<br />
این فکر زمانی تشدید شد که با پاتریک زیگلر فوندر (مبدع) سچیم ریکی آشنا شدم و او بیشترین الهامات و توانمندیهای خود را زمانی بدست آورد که با شیخ محمد آشنا شد و روزهای متعدد ذکر الله را تکرار کرد و سبک all-love پایه گزاری کرد .<br />
پس باید سری و راهی وجود داشته باشد<br />
.<br />
My srudent always asked me why we,who are muslims,can not use healing part in our religion?(As master Osouei’s sutdent asked him why we can not cure?)Even some times they created strang story like fairies in connection with it. The reason is that Muslims less than others regard to Reiki.It got intensify when I met Patric Zigler ,the founder of Reiki sechim,and he gained his inspirations and capabibility when he met sheykh Mohamad,and repeated the name of Allah days after days ,then seichim reiki and All-Love style was based.<br />
Then it must exist some ways.<br />
 <br />
 <br />
در دسامبر 2007 با رانیک ریکی آشنا شدم در آن با استفاده از سمبلهایش از انرژی اسماء الله با همکاری تعدادی از شاگردانم با قدرت توانستیم استفاده نماییم. <br />
<br />
اما بازهم نتیجه دلخواه به عنوان یک سبک مستقل را نیافتم !<br />
<br />
In December 2007 I got familier with Ranik Reiki which in it with using the symboles of Allahs name’s energy ,And could use it powerfully with coorporation some of my students.<br />
<br />
این بار با اولی گابریل سون یک استاد مدیتیشن در فوریه 2008 با سبکهای متعددی همچون کندالینی ریکی 2008 و .. آشنا شدم و سعی کردم با کمک تکنیکهای او به خواسته ام برسم لذا بر روی همسویی بنام <br />
خداپرستAttunment GODLY کار کردم.<br />
سطح انرژی زیادی دریافت می کردم اما باز هم نه ، این پاسخ من نبود.<br />
<br />
This time as a first time I met meditation Master Oli Gabril founder of kundalini reiki Soon in february 2008 who had different kind of styles such as Kandelini .And tried by using of his techniques reach to my wishes ,so I worked on Godly Attunment which was useles too.<br />
<br />
تا اینکه از 8 ژانویه 2009 تصمیم به یک روزه داری،دعا و نماز به مدت 48 روز گرفتم كه در هر هفته 1 چاكرا را پاك كنم و زمانبندي آن به طوري بود كه آخرين روزش روز وفات حضرت محمد بود، خواندن نماز شب در اغلب شبها بهمراه گفتن ذکرهایی سعی در پاکسازی درون بر اساس کار برروی هر چاکرا داشتم.<br />
این تمرینات را به عنوان تمرینات سطح یک برای علاقمندان به ورود به اين سبك در جزوه مربوطه قراردادم .<br />
 <br />
Until in January 8 2009 I decided to fast for 48 days and saying prayer for 48 days which in each week can clean 1 chakra,its time table was arranged I such way which its last day was the day of prophet mohammad dead.<br />
Sayin prayer in some midnights with sayig the names of god ,tried to cleaning my inner based on working on chakra.<br />
I mentioned this practices as a level practise for some body who are interested in this style in relevent manual.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
در اوایل فوریه 2009 در شبی در حال مدیتیشن ناگهان روش مدیتیشن با اذکار را دریافت کردم و پس از آن با روش همسوی كردن ديگران را ... قفل این رمز بالاخره بعد 2 سال باز شد.<br />
آیا این یک توهم بود؟<br />
این همسویی را بر روی چند روشن بین و شاگردان استادی ام تست کردم.<br />
شرایط همسویی بدون موزیک،بدون هرگونه آمادگی و آگاهي قبلي و حتي گفتن مدیتیشن هدفمند بوده و سعی کردم صادقانه همه در یافتهای درونی را با هم مقایسه کنم نتیجه آن چنین بود :<br />
<br />
In early February 2009 in a night in the meditation ,suddenly I received the method of meditation with incovations of god .<br />
After that with method of atuning others,finally I could open the lock of this secret after years.<br />
Was it an illusion?<br />
I tested this attunement on some clairvoyants and my students.The condition of attunement was without any music,any kind of preparedness and privious awareness ,even saying purposeful meditation and I tried compare all off my inner perception.And result was:<br />
 <br />
1. در این همسویی هاله هفتم استاد و هنرجو با هم تلفیق می گردد.<br />
 <br />
1-In this attunement seventh aura of master and students combine together.<br />
2. همگی نمادی از کعبه ، سنگ حجر الاسود ،حرم حضرت محمد و حتی حضور حضرت محمد را حس نموده اند.<br />
 <br />
2-All of them felt the symbole of Caaba,Hajarolaswad stone,shrine of prophet Mohamad,even prophet mohamad. <br />
<br />
3. رنگ سبز که رنگ رسمی اسلام و حضرت محمد است بسیار مشاهده شده.<br />
<br />
3-Green color which is islamic formal color and prophet mohamad was seen so many times.<br />
4. فشار و تحریک ناحیه چاکرای قلب و چشم سوم .<br />
<br />
4- Pressure and stimulate of third eyes and heart chakra district.<br />
<br />
5.طیفی لطیف ولی بسیار پر انرژی حس مي شود .<br />
<br />
5.fair spectrum but very energetic is felt.<br />
<br />
6. به شدت کانالهای دست و پا باز می شوند.<br />
<br />
6-It is opened hand and legs canal intensely.<br />
 <br />
پس درست بود ، البته می دانم راهی دراز در پیش دارم چون سطح های بالای آن در حال تکمیل و تست است اما مهم این بود که مهر این راز را شکستیم.<br />
<br />
The it was right,of course I know I will have a long way ahead,because its high leveles is being completed and tested.but some thing which was more important was I could find the secret.<br />
<br />
آیا من فردی متعصب و بسیار مذهبی هستم؟<br />
<br />
Am I so rerigious and fanatic person?<br />
جواب شما خیر است ، من فقط کنجکاوی بودم که این مسئله را حل کردم و استاد علوم اسلامی هم نیستم و ادعایی نیز در این بخش ندارم ، پس انتظار مرشد،رهبر یا این چیزها از من هنرجویان و اساتید این سبک نداشته باشید و هرکس چنین ادعایی در این سبک کرد او قطعا" یک فرد صادق و درستکاری نیست پس آزاد و صادق باشید خدا در کنار ما است.<br />
<br />
Your reply is no.I was just currious which solved this problem,and im not Islamic science professor or master and I don’t claim in this section. Then do not expect us being spritual guide ,leader,or some thing like that of me,students and masters in this style.And if every body have such a claim in this style he is definitely "a person is not true and he is not a man of integrity then be free and honest. God is with us.<br />
<br />
تفاوتهای این سبک با ریکی اوسویی و سایر سبکها :<br />
<br />
Diffrences of this style with Reiki Osouei and other styales.<br />
<br />
1. مستقیما" با صفتهای خداوند کار می کند.<br />
<br />
1-It work with God’s adjectives directely.<br />
2. از هیچ کدام از سمبلهای ریکی استفاده نمی کند.<br />
<br />
2-It doesn’t use of any reiki’s symboles.<br />
3. قابلیت استفاده منفی ندارد.<br />
<br />
3-It has not capabilityfor negative usage.<br />
4. با منبع پاک الهی کار می کند.<br />
<br />
4-With Clean source of God it works. <br />
5. بزرگترین استاد راهنمای آن حضرت محمد است.<br />
<br />
5-Its geates inner guider is Prophete mohamad.<br />
6. نیاز به رسم سمبل ندارد و صرفاً تصور صفت کفایت می کند.<br />
<br />
6-It doesn’t need to draw any kind of symbole and merely imagin of that adjective is enough.<br />
7. با نیت کار می کند.<br />
<br />
7 It works with good will.<br />
<br />
8 به راه دور ارسال مي شود .<br />
<br />
8-It will be send to away.<br />
9 حداكثر 7 سطح تا استادي دارد .<br />
<br />
9-Maximom it has for 7 levels.<br />
 <br />
.<br />
6. به شدت کانالهای دست و پا باز می شوند<br />
<br />
6-It is opened hand and legs canal intensely.<br />
 <br />
پس درست بود ، البته می دانم راهی دراز در پیش دارم چون سطح های بالای آن در حال تکمیل و تست است اما مهم این بود که مهر این راز را شکستیم.<br />
<br />
The it was right,of course I know I will have a long way ahead,because its high leveles is being completed and tested.but some thing which was more important was I could find the secret.<br />
<br />
آیا من فردی متعصب و بسیار مذهبی هستم؟<br />
<br />
Am I so rerigious and fanatic person?<br />
<br />
جواب شما خیر است ، من فقط کنجکاوی بودم که این مسئله را حل کردم و استاد علوم اسلامی هم نیستم و ادعایی نیز در این بخش ندارم ، پس انتظار مرشد،رهبر یا این چیزها از من هنرجویان و اساتید این سبک نداشته باشید و هرکس چنین ادعایی در این سبک کرد او قطعا" یک فرد صادق و درستکاری نیست پس آزاد و صادق باشید خدا در کنار ما است.<br />
<br />
Your reply is no.I was just currious which solved this problem,and im not Islamic science professor or master and I don’t claim in this section. Then do not expect us being spritual guide ,leader,or some thing like that of me,students and masters in this style.And if every body have such a claim in this style he is definitely "a person is not true and he is not a man of integrity then be free and honest. God is with us.<br />
تفاوتهای این سبک با ریکی اوسویی و سایر سبکها :<br />
<br />
Diffrences of this style with Reiki Osouei and other styales.<br />
<br />
1. مستقیما" با صفتهای خداوند کار می کند.<br />
1-It work with God’s adjectives directely.<br />
<br />
2. از هیچ کدام از سمبلهای ریکی استفاده نمی کند.<br />
2-It doesn’t use of any reiki’s symboles.<br />
<br />
3. قابلیت استفاده منفی ندارد.<br />
3-It has not capabilityfor negative usage.<br />
<br />
4. با منبع پاک الهی کار می کند.<br />
4-With Clean source of God it works. <br />
<br />
5. بزرگترین استاد راهنمای آن حضرت محمد است.<br />
5-Its geates inner guider is Prophete mohamad.<br />
<br />
6. نیاز به رسم سمبل ندارد و صرفاً تصور صفت کفایت می کند.<br />
6-It doesn’t need to draw any kind of symbole and merely imagin of that adjective is enough.<br />
<br />
7. با نیت کار می کند.<br />
7 It works with good will.<br />
<br />
8 به راه دور ارسال مي شود .<br />
8-It will be send to away.<br />
<br />
9 حداكثر 7 سطح تا استادي دارد .<br />
9-Maximom it has for 7 levels.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ریکی اسلامی Islamic Reiki<br />
<br />
<img src="http://sunninews.files.wordpress.com/2008/01/allah.jpg" border="0" alt="[تصویر: allah.jpg]" /><br />
<br />
سبکی است که در آن با کمک صفات خداوندی می توان ارتباطی عمیق با خالق بدون وابستگی به مذهب خاصی ولی با کمک تکنبکهای اسلامی انجام داد.<br />
<br />
This is a style which by help of God’s attributes we can have deep connection with creator,without dependence on special religion,but with islamic techniques.<br />
یکی از بزرگترین اساتید متافیزیک و سیستمهای انرژی و مبدع سچیم ریکی آقای پاتریک زیگلر با اینکه مسلمان نیست پس از همسویی از راه دور این سبک قدرت آن را عالی و حیرت انگیز دانسته .<br />
این سبکی جدید با قدرت و آرامشی حیرت آور است که توسط بابک سرخپور مبدع آن راسما" براي اولين بار در فستیوال سلامتی 2009 مالزی به جهانیان معرفی شد.<br />
<br />
One of the greatest metaphysic’s master and energy systems and founder of reiki Secheme is mr Patric Zigler.Although he is not muslim ,but after atunement from distance with this style,considered this power,as excellent and wondering style.<br />
This new style with power and amazing peace which by its founder ,Babak Sorkhpour for first time introduce formally in Health Festival for people of the world.<br />
مقدمه<br />
بزرگترین مشکل طیف های مذهبی و دینی با ریکی آن است که در مشابهت سمبلها و کارکردهای آن را با ضوابط و قوانین خود دچار تردید می شوند.<br />
Introduction<br />
The biggest problem of religious spectrum with reiki is that ,it is ambigious in similarity to its symbols and performance with its own laws and regulations .<br />
<br />
در این بین مسلمانان پس از برخورد با مباحث و نماد های کانجی ژاپنی و یا تبتی اینگونه حس می کنند که چرا از اذکار و نامهای خداوند همچون الله نمی توان استفاده کرد و آيا شفا دهي صرفا" در انحصار مسيحيان است؟<br />
<br />
In this between muslims after dealing with issues and symboles of japanease Kanji or Tibetan ,feel that why they can not use God’s name like Allah and wether cure merely is monopoly of christants?<br />
<br />
البته طریقتهای همچون صوفیه در این خصوص بر اساس آمیزه های دینی فعالیتهایی نمودند اما مطابقت و مشابهت آنان چون نوعی روش و راه زندگی هستند با ریکی که صرفاً یک تکنیک درمانی و شفای هاله و چاکرا ها است بسیار خطا است.<br />
<br />
Of course in this regard the pathes like Sofia which are based on religious mix ,had many activities.<br />
But because their corresponding and similarity as a method of the way of life,with reiki which merely is a technique for healing of Aura and Chakra is very wrong.<br />
<br />
هدف از ریکی اسلامی نه ایجاد یک طریقت ، تفکر یا اعتقاد است بلکه صرفاً یک همانند سازی و استفاده از پتانسیلهای نمادهای اسلامی در شفا و بهبود وضعیت روحی و روانی است.<br />
پس در پایان مجدداً تاکید می کنم این سیستم روشی برای دست یافتن به اسرار شفا بخشی اذکار اسلامی است و هیچ دخالتی در نوع و نگرش دینی ، مذهبی و اعتقادی شما ندارد و من نیز چنین هدفی ندارم.<br />
<br />
The aim of Islamic Reiki is not creating a path, thought or belief but its <br />
Merely a cloning and use of Islamic symbols potentials in healing mental and physical states.<br />
<br />
تاریخچه :<br />
من متولد 27 می 1978 هستم ،از کودکی به نماز ، اذان و عرفان بسیار علاقه داشتم اما از سال 1997 دیگر چندان در این افکار نبودم تا اینکه در 10 مارچ 2007 من با ریکی اوسویی همسو شدم و هم اکنون استادی سبکهای متعدد ریکی اوسویی ،کارونا ،سچیم ،کاگامی ،کندالینی و ... را از بهترین اساتید این سبکها در دنیا اخذ کرده ام در پایان همسوییم عبارت الله را بسیار درخشان و بزرگ در مقابل خود دیدم ، معنی آن چه بود؟<br />
 <br />
History<br />
I was born in May 27 1978,I was so interested in prayer,azan,and sophism ,but since 1997 I hadnt thought about this any more,until in march 10 2007 I fell in line with Reiki Osooei,now I learnt being Master of oosouei,karona,sechem,kagami,kandelini …of the best master in the world, in this styles .At the end of my first attunement ,I saw the word of Allah very brilliant and great.<br />
what it means?<br />
این را هم بگویم همیشه عاشق نام خدا و اذان گفتن در خلوت خود در جنگل و طبیعت بوده ام و هستم !<br />
<br />
That’s better I also say that I always fell in love with name of God and I have been saying Azan in my privacy in Jungle and nature and still I am in love .<br />
 <br />
همیشه شاگردانم از من می پرسیدند چرا ما که مسلمان هستیم نمی توانیم از بخش شفا دین خود استفاده کنیم (همانطور كه شاگردان استاد اوسويي از او مي ژرسيدند چرا ما نمي توانيم شفا دهيم )، حتی گاهی آنان از سمبلهای ریکی می ترسیدند و داستان های عجیبی مثل اینکه با جن در ارتباط است<br />
می ساختند و این دلیلی است که مسلمانان کمتر به ریکی اقبال دارند.<br />
این فکر زمانی تشدید شد که با پاتریک زیگلر فوندر (مبدع) سچیم ریکی آشنا شدم و او بیشترین الهامات و توانمندیهای خود را زمانی بدست آورد که با شیخ محمد آشنا شد و روزهای متعدد ذکر الله را تکرار کرد و سبک all-love پایه گزاری کرد .<br />
پس باید سری و راهی وجود داشته باشد<br />
.<br />
My srudent always asked me why we,who are muslims,can not use healing part in our religion?(As master Osouei’s sutdent asked him why we can not cure?)Even some times they created strang story like fairies in connection with it. The reason is that Muslims less than others regard to Reiki.It got intensify when I met Patric Zigler ,the founder of Reiki sechim,and he gained his inspirations and capabibility when he met sheykh Mohamad,and repeated the name of Allah days after days ,then seichim reiki and All-Love style was based.<br />
Then it must exist some ways.<br />
 <br />
 <br />
در دسامبر 2007 با رانیک ریکی آشنا شدم در آن با استفاده از سمبلهایش از انرژی اسماء الله با همکاری تعدادی از شاگردانم با قدرت توانستیم استفاده نماییم. <br />
<br />
اما بازهم نتیجه دلخواه به عنوان یک سبک مستقل را نیافتم !<br />
<br />
In December 2007 I got familier with Ranik Reiki which in it with using the symboles of Allahs name’s energy ,And could use it powerfully with coorporation some of my students.<br />
<br />
این بار با اولی گابریل سون یک استاد مدیتیشن در فوریه 2008 با سبکهای متعددی همچون کندالینی ریکی 2008 و .. آشنا شدم و سعی کردم با کمک تکنیکهای او به خواسته ام برسم لذا بر روی همسویی بنام <br />
خداپرستAttunment GODLY کار کردم.<br />
سطح انرژی زیادی دریافت می کردم اما باز هم نه ، این پاسخ من نبود.<br />
<br />
This time as a first time I met meditation Master Oli Gabril founder of kundalini reiki Soon in february 2008 who had different kind of styles such as Kandelini .And tried by using of his techniques reach to my wishes ,so I worked on Godly Attunment which was useles too.<br />
<br />
تا اینکه از 8 ژانویه 2009 تصمیم به یک روزه داری،دعا و نماز به مدت 48 روز گرفتم كه در هر هفته 1 چاكرا را پاك كنم و زمانبندي آن به طوري بود كه آخرين روزش روز وفات حضرت محمد بود، خواندن نماز شب در اغلب شبها بهمراه گفتن ذکرهایی سعی در پاکسازی درون بر اساس کار برروی هر چاکرا داشتم.<br />
این تمرینات را به عنوان تمرینات سطح یک برای علاقمندان به ورود به اين سبك در جزوه مربوطه قراردادم .<br />
 <br />
Until in January 8 2009 I decided to fast for 48 days and saying prayer for 48 days which in each week can clean 1 chakra,its time table was arranged I such way which its last day was the day of prophet mohammad dead.<br />
Sayin prayer in some midnights with sayig the names of god ,tried to cleaning my inner based on working on chakra.<br />
I mentioned this practices as a level practise for some body who are interested in this style in relevent manual.<br />
 <br />
 <br />
 <br />
در اوایل فوریه 2009 در شبی در حال مدیتیشن ناگهان روش مدیتیشن با اذکار را دریافت کردم و پس از آن با روش همسوی كردن ديگران را ... قفل این رمز بالاخره بعد 2 سال باز شد.<br />
آیا این یک توهم بود؟<br />
این همسویی را بر روی چند روشن بین و شاگردان استادی ام تست کردم.<br />
شرایط همسویی بدون موزیک،بدون هرگونه آمادگی و آگاهي قبلي و حتي گفتن مدیتیشن هدفمند بوده و سعی کردم صادقانه همه در یافتهای درونی را با هم مقایسه کنم نتیجه آن چنین بود :<br />
<br />
In early February 2009 in a night in the meditation ,suddenly I received the method of meditation with incovations of god .<br />
After that with method of atuning others,finally I could open the lock of this secret after years.<br />
Was it an illusion?<br />
I tested this attunement on some clairvoyants and my students.The condition of attunement was without any music,any kind of preparedness and privious awareness ,even saying purposeful meditation and I tried compare all off my inner perception.And result was:<br />
 <br />
1. در این همسویی هاله هفتم استاد و هنرجو با هم تلفیق می گردد.<br />
 <br />
1-In this attunement seventh aura of master and students combine together.<br />
2. همگی نمادی از کعبه ، سنگ حجر الاسود ،حرم حضرت محمد و حتی حضور حضرت محمد را حس نموده اند.<br />
 <br />
2-All of them felt the symbole of Caaba,Hajarolaswad stone,shrine of prophet Mohamad,even prophet mohamad. <br />
<br />
3. رنگ سبز که رنگ رسمی اسلام و حضرت محمد است بسیار مشاهده شده.<br />
<br />
3-Green color which is islamic formal color and prophet mohamad was seen so many times.<br />
4. فشار و تحریک ناحیه چاکرای قلب و چشم سوم .<br />
<br />
4- Pressure and stimulate of third eyes and heart chakra district.<br />
<br />
5.طیفی لطیف ولی بسیار پر انرژی حس مي شود .<br />
<br />
5.fair spectrum but very energetic is felt.<br />
<br />
6. به شدت کانالهای دست و پا باز می شوند.<br />
<br />
6-It is opened hand and legs canal intensely.<br />
 <br />
پس درست بود ، البته می دانم راهی دراز در پیش دارم چون سطح های بالای آن در حال تکمیل و تست است اما مهم این بود که مهر این راز را شکستیم.<br />
<br />
The it was right,of course I know I will have a long way ahead,because its high leveles is being completed and tested.but some thing which was more important was I could find the secret.<br />
<br />
آیا من فردی متعصب و بسیار مذهبی هستم؟<br />
<br />
Am I so rerigious and fanatic person?<br />
جواب شما خیر است ، من فقط کنجکاوی بودم که این مسئله را حل کردم و استاد علوم اسلامی هم نیستم و ادعایی نیز در این بخش ندارم ، پس انتظار مرشد،رهبر یا این چیزها از من هنرجویان و اساتید این سبک نداشته باشید و هرکس چنین ادعایی در این سبک کرد او قطعا" یک فرد صادق و درستکاری نیست پس آزاد و صادق باشید خدا در کنار ما است.<br />
<br />
Your reply is no.I was just currious which solved this problem,and im not Islamic science professor or master and I don’t claim in this section. Then do not expect us being spritual guide ,leader,or some thing like that of me,students and masters in this style.And if every body have such a claim in this style he is definitely "a person is not true and he is not a man of integrity then be free and honest. God is with us.<br />
<br />
تفاوتهای این سبک با ریکی اوسویی و سایر سبکها :<br />
<br />
Diffrences of this style with Reiki Osouei and other styales.<br />
<br />
1. مستقیما" با صفتهای خداوند کار می کند.<br />
<br />
1-It work with God’s adjectives directely.<br />
2. از هیچ کدام از سمبلهای ریکی استفاده نمی کند.<br />
<br />
2-It doesn’t use of any reiki’s symboles.<br />
3. قابلیت استفاده منفی ندارد.<br />
<br />
3-It has not capabilityfor negative usage.<br />
4. با منبع پاک الهی کار می کند.<br />
<br />
4-With Clean source of God it works. <br />
5. بزرگترین استاد راهنمای آن حضرت محمد است.<br />
<br />
5-Its geates inner guider is Prophete mohamad.<br />
6. نیاز به رسم سمبل ندارد و صرفاً تصور صفت کفایت می کند.<br />
<br />
6-It doesn’t need to draw any kind of symbole and merely imagin of that adjective is enough.<br />
7. با نیت کار می کند.<br />
<br />
7 It works with good will.<br />
<br />
8 به راه دور ارسال مي شود .<br />
<br />
8-It will be send to away.<br />
9 حداكثر 7 سطح تا استادي دارد .<br />
<br />
9-Maximom it has for 7 levels.<br />
 <br />
.<br />
6. به شدت کانالهای دست و پا باز می شوند<br />
<br />
6-It is opened hand and legs canal intensely.<br />
 <br />
پس درست بود ، البته می دانم راهی دراز در پیش دارم چون سطح های بالای آن در حال تکمیل و تست است اما مهم این بود که مهر این راز را شکستیم.<br />
<br />
The it was right,of course I know I will have a long way ahead,because its high leveles is being completed and tested.but some thing which was more important was I could find the secret.<br />
<br />
آیا من فردی متعصب و بسیار مذهبی هستم؟<br />
<br />
Am I so rerigious and fanatic person?<br />
<br />
جواب شما خیر است ، من فقط کنجکاوی بودم که این مسئله را حل کردم و استاد علوم اسلامی هم نیستم و ادعایی نیز در این بخش ندارم ، پس انتظار مرشد،رهبر یا این چیزها از من هنرجویان و اساتید این سبک نداشته باشید و هرکس چنین ادعایی در این سبک کرد او قطعا" یک فرد صادق و درستکاری نیست پس آزاد و صادق باشید خدا در کنار ما است.<br />
<br />
Your reply is no.I was just currious which solved this problem,and im not Islamic science professor or master and I don’t claim in this section. Then do not expect us being spritual guide ,leader,or some thing like that of me,students and masters in this style.And if every body have such a claim in this style he is definitely "a person is not true and he is not a man of integrity then be free and honest. God is with us.<br />
تفاوتهای این سبک با ریکی اوسویی و سایر سبکها :<br />
<br />
Diffrences of this style with Reiki Osouei and other styales.<br />
<br />
1. مستقیما" با صفتهای خداوند کار می کند.<br />
1-It work with God’s adjectives directely.<br />
<br />
2. از هیچ کدام از سمبلهای ریکی استفاده نمی کند.<br />
2-It doesn’t use of any reiki’s symboles.<br />
<br />
3. قابلیت استفاده منفی ندارد.<br />
3-It has not capabilityfor negative usage.<br />
<br />
4. با منبع پاک الهی کار می کند.<br />
4-With Clean source of God it works. <br />
<br />
5. بزرگترین استاد راهنمای آن حضرت محمد است.<br />
5-Its geates inner guider is Prophete mohamad.<br />
<br />
6. نیاز به رسم سمبل ندارد و صرفاً تصور صفت کفایت می کند.<br />
6-It doesn’t need to draw any kind of symbole and merely imagin of that adjective is enough.<br />
<br />
7. با نیت کار می کند.<br />
7 It works with good will.<br />
<br />
8 به راه دور ارسال مي شود .<br />
8-It will be send to away.<br />
<br />
9 حداكثر 7 سطح تا استادي دارد .<br />
9-Maximom it has for 7 levels.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ریکی چیست؟]]></title>
			<link>http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=8</link>
			<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 04:40:03 -0500</pubDate>
			<dc:creator>nimamohyeddin</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=8</guid>
			<description><![CDATA[ریکی<br />
<br />
دكتر ميكائو اوسويي‌<br />
دكتر ميكائو اوسويي‌ يا همانطوري که توسط‌ شاگردانش‌ در ژاپن‌ ناميده‌ مي‌شود، استاد اوسويي‌ در 15 اوت‌ 1865 در روستاي‌ ياگو در بخش‌ ياماگاتا در استان‌ گيفوي‌ ژاپن‌ متولد شد. نام‌ جدش‌ تسونتان‌ چيبا، نام‌ پدر او اوزيمون‌ و نام‌ خانوادگي‌ مادرش‌ كاوايي‌ بود بنظر مي‌رسد كه‌ او در چهارده سالگي‌ وارد يك‌ مدرسه‌ بودايي‌ تندائي‌ نزديك‌ كوه‌ كوراما كوه‌ زين‌ اسب‌ شد. او همچنين‌ كيكو يا روش‌ ژاپني‌ كي‌ گانگ‌ را كه‌ يك‌ نظام‌ تندرستي‌ و شفابخشي‌ بر اساس‌ گسترش‌ و استفاده‌ از انرژي‌ حيات‌ مي‌باشد آموخت‌ . <br />
<br />
آموخته هاي اوسوئي<br />
استاد اوسويي‌ علاقه‌ وافري‌ به‌ آموختن‌ و كار بر روي‌ آموخته‌هاي‌ خويش‌ داشت‌. او براي‌ تحصيلات‌ بيشتر به‌ اروپا و چين‌ سفر كرد . آموخته‌هاي‌ او شامل‌ پزشكي‌، روانشناسي‌ و علوم‌ مذهبي‌ و همچنين‌ پيشگويي‌ بود. به‌ نظر مي‌رسد كه‌ او از خانواده‌اي‌ ثروتمند بوده است،‌ زيرا در ژاپن‌ فقط‌ خانواده‌هاي‌ ثروتمند امكان‌ فرستادن‌ فرزندان خودرا به‌ مدرسه‌ داشتند. نهايتاً او به‌ مقام‌ منشي‌ شين پای ‌گوتو رئيس‌ بخش‌ سلامتي‌ و رفاه‌ كه‌ بعدها شهردار توكيو شد، رسيد. روابطي‌ كه‌ او در خلال‌ كارش‌ پيدا كرد به‌ او كمك‌ نمود تا آدم‌ موفقي‌ در تجارت گردد. استاد اوسويي‌ همچنين‌ عضو گروه‌ ري‌ جيوتوکا بود. كار اصلي اين‌ گروه‌ متافيزيكي‌ بالا بردن‌ تواناييهاي‌ روحي‌ بود.<br />
<br />
چگونه دكتر اوسويي ريكي را به دست آورد؟<br />
در سال‌ 1914 زندگي‌ اوسويي‌ از نظر شخصي‌ و كاري‌ دچار افت‌ شد . بنابراين‌ تصميم‌ گرفت‌ به‌ كوه‌ كوراما، جايي‌ كه‌ دوره‌ آموزشي‌ 21 روزه‌اي‌ به‌ نام‌ ايسيوگو که از سوي‌ معبد بودايي تندائي‌ سازمان‌ داده شده‌ بود، سفر كند. در زمان‌ آموزش‌ ايسيوگو بود كه‌ انرژي‌ قوي‌ ريكي‌ وارد چاكراي‌ تاجي‌ او شد. اين‌ انرژي‌ توان‌ شفابخشي‌ وي‌ را به‌ ميزان‌ چشمگيري‌ افزايش‌ داد و او دريافت‌ كه‌ به‌ موهبتي‌ بزرگ‌، يعني‌ توانايي‌ شفا بخشيدن‌ به‌ ديگران‌، بدون‌ كاهش‌ انرژي‌ شخصي خود‌، دست‌ يافته‌ است‌.<br />
<br />
مراحل آموزش ريكي<br />
استاد اوسويي‌ از توانايي‌ جديد خويش‌ براي‌ كمك‌ به‌ ديگران‌ استفاده‌ نمود و هفت‌ سال‌ بعد را براي‌ مردم‌ فقير در كيوتو كار كرد. در سال‌ 1922 او به‌ توكيو رفت‌ و انجمن‌ ريكي‌ را بنا نهاد و آن‌ را اوسويي‌ ريكي‌ ريوهو گاكائي‌ نامگذاري‌ نمود كه‌ به‌ معناي‌ انجمن‌ شفابخشي‌ باريكي‌ اوسوئي‌ مي‌باشد . او همچنين‌ در هاراجوكو، آوياما در توكيو كلينيك‌ ديگري‌ براي‌ درمان‌ و تدريس‌ باز نمود. پائين‌ترين‌ مرحله‌ آموزش‌ او شودن‌ ناميده‌ مي‌شد (مرحله‌ اول‌) كه‌ به‌ چهار سطح‌ تقسيم‌ مي‌گرديد: روكوتو، گوتو، يان‌ توسان‌ تو (توجه‌ كنيد زمانيكه‌ خانم‌ تاكاتا اين‌ سطح‌ را تدريس‌ مي‌نمود، هر چهار مرحله‌ را در يكي‌ ادغام‌ كرده‌ بود. به همين جهت‌ چهار همسويي براي‌ مرحله‌ اول‌ انجام‌ مي‌داد). مرحله‌ بعدي‌ اوكودن‌ ناميده‌ مي‌شد (آموزش‌ دروني‌) و دو سطح‌ داشت‌: اوكودن‌ زنكي‌ (بخش‌ اول‌)، و اوكودن‌ ـ كوكي‌ (بخش‌ دوم‌). مرحله‌ بعدي‌ شين‌ پيدن‌ ناميده‌ مي‌ش د آموزش‌ حرفه‌اي‌) که ما آنرا سطح‌ استادي‌ مي‌ناميم‌. اين‌ سطح‌ شامل‌ شي‌ هان‌ كاكو (دستيار مدرس‌) و شي‌ هان‌ (مدرس‌ ارجمند) مي‌باشد. به هرحال عليرغم‌ شايعات، اوسويي‌ فقط‌ چهار سمبل‌ داشت‌، همان‌ چهار سمبلي‌ كه‌ از آن در غرب‌ استفاده‌ مي‌شود‌، و اين‌ مسئله‌ توسط‌ فوميو اوگاوا و ديگر اعضاي‌ انجمن‌ اوسوئي‌ ريكي‌ ريوهو گاكائي‌ تاييد شده‌ است‌.<br />
<br />
چگونگي پيدايش همسويي ريكي<br />
منابع‌ مختلف‌ نشان ميدهد که استاد اوسويي‌ در ابتدا فرآيند همسويي‌ مشخصی نداشته، و شاگردانش‌ توانايي‌ انجام‌ ريكي‌ را فقط‌ با گذراندن‌ زماني‌ با استاد و با نيت‌ دريافت‌ اين‌ توانائي‌ بدست‌ مي‌آوردند و نيت‌ استاد نيزاين‌ بود كه‌ شاگردانش‌ ريكي‌ را دريافت‌ ‌دارند. بعد از گسترش‌ ريكي‌، اين‌ شيوه‌ آموزش‌ شخصي‌ غير عملي‌ مي‌نمود، بنابراين‌ روند همسويي‌ ايجاد شد. <br />
نكته‌ جالب‌ توجه‌ اين‌ است‌ كه‌ آرجاوا پيتر نويسنده‌ كتاب‌ آتش‌ ريكي‌ همسويي‌ ريكي‌ را از يكي‌ از اساتيد وابسته‌ به‌ انجمن‌ اوسويي‌ ريكي‌ ريوهو گاكائي‌ دريافت‌ كرده‌ كه‌ با آنچه‌ ما امروز در غرب‌ با آن‌ آشنا هستيم‌ كاملاً متفاوت‌ مي‌باشد . استاد فقط‌ آوايی‌ شاعرانه‌ را در حاليكه‌ آرجاوا روبروي‌ او نشسته‌ بود ادا مي‌كرده‌ و پس‌ از مدتي‌ آرجاوا نيروي‌ عظيم‌ انرژي‌ را در خود احساس‌ ‌كرده است.<br />
<br />
درخواست براي ريكي افزايش يافت<br />
در 1923 زلزله‌ عظيم‌ كانتو، توكيو را ويران‌ ساخت‌. بيش‌ از140هزارنفر كشته‌ شدند و بيش‌ از نيمي‌ از بناها ويران‌ شدند يا آتش‌ گرفتند . تقاضا براي‌ ريكي‌ بحدي بود كه‌ كلينيك‌ او ديگر گنجايش‌ نداشت‌. <br />
بنابراين‌ در 1925 كلينيك‌ بزرگتري‌ در ناكانو، توكيو بنا كرد.بااين كار، شهرت‌ او به‌ عنوان‌ يك‌ درمانگر در ژاپن‌ گسترش‌ يافت‌. او شروع‌ به‌ سفر كرد، تا بتواند تعداد بيشتري‌ از مردم‌ را آموزش‌ دهد‌ و درمان‌ كند. در خلال‌ سفرهاي‌ خود، به‌ دو هزار نفر آموزش‌ داد‌ و 16 استاد تربيت‌ كرد. دولت‌ژاپن‌نشان‌ "كان‌ سن‌ تو"رابه‌احترام‌خدماتش‌ جهت‌ كمك‌ به‌ ديگران‌ به‌ او اعطاء نمود. زماني‌ كه‌ در فوكوياما مشغول‌تدريس بوددچارحمله‌ قلبي‌ شد و در 9 مارس‌ 1926 درگذشت‌. مقبره‌ او در معبد سايي‌ هوجي‌ در سوگي‌ نامي‌ توكيو واقع‌است‌، گرچه‌ برخي‌ معتقدند که خاكستر او در جايي ديگر مي‌باشد.<br />
<br />
ريكي بعد از اوسويي<br />
بعد از فوت‌ استاد اوسويي‌، آقاي‌ جي‌ اوشيدا به‌ عنوان‌ رئيس‌ انجمن‌ ريكي‌ به‌ جاي‌ اوسويي‌ نشست‌. او مسئول‌ ساخت‌ بناي‌ سنگ‌ يادبود اوسويي‌ و نگهداري‌ از مقبرة‌ استاد شد. پس از آقاي‌ اوشيدا، آقايان‌ ليچي‌ تاكتومي‌، يوشي‌ هارو واتانابه‌، تويوايچي‌ وانامي‌ و خانم‌ كيميكو كوياما، جانشين‌ استاد اوسويي‌ شدند ودر سال‌ 1998 آقاي‌ كوندو به‌ رياست‌ انجمن‌ نشست‌. عليرغم‌ آنچه‌ در غرب‌ گفته‌ شده‌ است‌، در موسسه ای كه‌ استاد اوسويي‌ بنيان نهاد صاحب‌ دودمان‌ يا استاد اعظم‌ وجود ندارد واسامی ذکر شده دربالا مربوط به جانشينان رؤسای انجمن می باشد.<br />
<br />
مربياني كه توسط استاد اوسويي تربيت شده اند<br />
شانزده‌ مربي‌ كه‌ توسط‌ استاد اوسويي‌ به‌ استادي‌ رسيدند، توشيهيرو اگوچي‌، جوسابورو گويدا، ليچي‌ تاكتومي‌، تويوايچي‌ وانامي‌، ياشي‌ هارو واتانابه‌، كيزو اوگاوا، جي‌ اوشيدا و چوجيرو هاياشي‌ مي‌باشند. عليرغم‌ يكي‌ از روايات‌ داستان‌ ريكي‌، آقاي‌ چوجيرو هاياشي‌ جانشين‌ استاد اوسويي‌ نبوده‌ و همانگونه‌ كه‌ قبلاً اشاره‌ شد جانشين‌ او آقاي‌ جي‌ اوشيدا بوده‌ است‌. به‌ هر صورت‌ آقاي‌ هاياشي‌ استادی محترم‌ و داراي‌ مدرسه‌ و كلينيك‌ ريكي‌ در توكيو بود . او آمار درمانهاي‌ خود را نگهداشته‌ و جزوه‌اي‌ نيز براي‌ كلاسش‌ چاپ‌ نموده‌ بود . ( نسخه‌ ترجمه‌ شده‌ اين‌ جزوه‌ در آرشيو مركز بين المللی آموزش ريکی “ICRT" موجود مي‌باشد. او ريكي‌ را تمرين‌ و تدريس‌ مي‌كرد و بسياري‌ از شاگردانش ريكي‌ را در مقابل‌ كار در كلينيك‌ او دريافت‌ داشته‌اند. خانم‌ تاكاتا از مهمترين استادان ريكي كه آن را به غرب معرفي نمود، در سال‌ 1935 به‌ اين‌ كلينيك‌ هدايت‌ شد.<br />
<br />
هاوايو تاكاتا<br />
خانم تاكاتا در 24 دسامبر سال‌ 1900 در جزيرة‌ كاوائي‌ در هاوايي‌ متولد شد. والدين‌ او از مهاجرين‌ ژاپني‌ بودند و پدرش‌ در مزارع‌ نيشكر كار مي‌كرد. او با دفتردار مزرعه‌اي‌ كه‌ در آن‌ كار مي‌كرد، ازدواج‌ نمود. نامش‌ ساچي‌ تاكاتا بود و آنها دو فرزند دختر داشتند. در اكتبر 1930 ساچي‌ تاكاتا در سن‌ 34 سالگي‌ درگذشت‌ و خانم‌ تاكاتا براي‌ تأمين‌ خانواده‌اش‌ مجبور بود به‌ سختي‌ كار كند و مدت‌ بسيار كمي‌ را استراحت‌ نمايد. بعد از پنج سال او دچار دردهاي‌ شديدي‌ در ناحيه‌ شكم‌، مشكل‌ ريه‌ و اختلال روانی گرديد. چندي‌ بعد يكي‌ از خواهرانش‌ درگذشت‌ و بعهده‌ خانم‌ هاوايو بود كه‌ به‌ ژاپن‌ سفر كرده‌ و اين‌ خبر را به‌ پدر و مادرش‌ كه‌ در آنجا ساكن‌ بودند، بدهد. <br />
<br />
آشنايي خانم تاكاتا با ريكي<br />
خانم‌ تاكاتا بعد از اينكه‌ خبر فوت‌ خواهرش‌ را به‌ والدين‌ خود داد روانه‌ بيمارستان‌ شد و در آنجا تشخيص‌ دادند كه‌ او يك‌ غده‌، سنگ‌ كيسه‌ صفرا، آپانديس‌ و آسم‌ دارد و بايد براي‌ جراحي‌ آماده‌ شود، ولي‌ او انتخاب‌ كرد كه‌ به‌ جاي‌ آن‌ به‌ كلينيك‌ دكتر هاياشي‌ مراجعه‌ كند. خانم‌ تاكاتا از تشخيص‌ كارورزان‌ ريكي‌ در كلينيك‌ كه‌ بسيار نزديك‌ به‌ اظهار نظر پزشكان‌ بيمارستان‌ بود تحت‌ تأثير قرار گرفت‌. او شروع‌ به‌ گرفتن‌ درمان‌ كرد. دو درمانگر هر روز بر روي‌ او كار مي‌كردند.<br />
خانم‌ تاكاتا بطور چشمگيري‌ بهتر شد و در مدت‌ چهار ماه‌ كاملاً شفا يافت‌. او مي‌خواست‌ ريكي‌ را ياد بگيرد و در بهار سال‌ 1936 مرحله‌ اول‌ ريكي‌ را از دكتر هاياشي‌ آموخت‌. سپس‌ يك‌ سال‌ با او كار كرد و بعد مرحله‌ دوم‌ آن‌ را گذراند. خانم‌ تاكاتا در سال‌ 1937 به‌ هاوايي‌ بازگشت‌ و چندي‌ بعد دكتر هاياشي‌ و دخترش‌ براي‌ كمك‌ به‌ برپائي‌ ريكي‌ در آنجا به‌ او ملحق‌ شدند. در فوريه‌ 1938 دكتر هاياشي‌ خانم‌ تاكاتا را براي‌ مرحله‌ استادي‌ همسو كرد. دكتر هاياشي‌ در 21 فوريه ‌1938در هاوايي‌ اين‌ را تاييد و اعلام ‌کرد كه ‌خانم تاکاتا يكي‌ازسيزده‌استادي‌است‌ كه‌توسط‌اوآموزش‌ ديده‌اند.<br />
<br />
ريكي تاكاتا<br />
از سال‌ 1970 خانم‌ تاكاتا آموزش‌ مرحله‌ استادي به ديگران‌ را آغاز كرد. اما او يك‌ شهريه‌ 10000 دلاري‌ براي‌ اين‌ دوره‌ در نظر گرفت‌. اين‌ شهريه‌ در سيستم‌ اوسويي‌ نبود و خانم‌ تاكاتا اين‌ شهريه‌ را قرار داد چون‌ اين‌ را راهي‌ براي‌ اداي‌ احترام‌ به‌ ريكي‌ مي‌دانست‌. او مي‌گفت‌ كسي‌ بدون‌ شهريه‌ آموزش‌ و يا درمان‌ را نمي‌گيرد و هميشه‌ بايد پولي‌ يا چيزي‌ به‌ عنوان‌ برگشت‌ انرژي‌ دريافت‌ كرد و همچنين‌ بايد از يك‌ استاد ريكي‌آموخت‌ و تا پايان‌ زندگي‌ بايد با همان‌ استاد ماند. بعلاوه او هيچگاه‌ به‌ شاگردانش‌ اجازه‌ نمي‌داد كه‌ نواري‌ تهيه‌ كنند و يا از مطالب‌ و سمبلهای كلاس‌ يادداشت‌ يا نسخه بردارند و تمامي‌ اينها بايد به‌ حافظه‌ سپرده‌ می شد. آنچه‌ما در خلال‌ تحقيقات‌ خود در ژاپن‌ و از تحقيقات‌ ديگران‌ دريافتيم‌ اين‌ است‌ كه‌ اينها جزء آئين هاي ريكي‌ دكتر اوسويي‌ نبوده و احتمالاً زماني‌ كه‌ ريكي‌ به‌ غرب‌ آورده‌ شد‌ تغييراتي‌ در آن‌ پديد آمده‌ است‌.<br />
<br />
شاگردان تاكاتا<br />
قبل‌ از درگذشت‌ خانم‌ تاكاتا در 11 دسامبر 1980 او ريكي‌ را تا مرحله‌ استادي‌ به‌ بيست‌ و دو نفر آموزش‌ داده‌ بود، و آنها نيز آموزش‌ به‌ ديگران‌ را آغاز كردند. تمامي‌ اين‌ بيست‌ و دو نفر قسم‌ خورده‌اند تا ريكي‌ را دقيقاً مانند او آموزش‌ دهند.اين امر‌ سبب‌ شد‌ كه‌ آنها نتوانند هيچ‌ تغييري‌ در ريكي‌ حتي‌ در بخش‌هايي‌ كه‌ به‌ ظاهر با طبيعت‌ آن‌ هماهنگي‌ ندارند و يادگيري‌ ريكي‌ را مشكل‌تر مي‌كنند، ايجاد نمايند.<br />
<br />
ريكي‌ بعد از خانم‌ تاكاتا<br />
بعد از درگذشت‌ خانم‌ تاكاتا، در اواسط‌ سال‌ 1980، ايريس‌ ايشي‌ كورا يكي‌ از استادان‌ تعليم‌ گرفته‌توسط‌ خانم‌ تاكاتا شهريه‌ قابل‌ قبولتري براي‌ دوره‌ استادي‌ در نظر گرفت‌. استاداني‌ كه‌ توسط‌ او و با اين‌ شهريه‌ ارزانتر آموزش‌ ديدند خود نيز شروع‌ به‌ آموزش‌ ديگران‌ كردند. خارج‌ از اين‌ گروه‌ افراد ديگري‌ نيز شروع‌ به‌ ايجاد تغييراتي‌ در ريكي‌ نمودند، بدين‌ ترتيب‌ كه‌ اجازه‌ دادند آگاهي‌ ريكي‌ آنها را در شيوه‌ درمان‌ و آموزش‌ هدايت‌ كند.ازاين روقوانين دست و پاگير از بين رفتند. كلاس‌هاي‌ ريكي‌ بيشتري‌ تشكيل‌ شد و روند آموزش به تعداد‌ بيشتر و به شيوه اي سريعتر رواج‌ گرفت‌. كتابهايي‌ تهيه‌ شد، اجازه‌ضبط نوار داده‌ شد و شهريه‌ها معقولتر گرديد و تعداد بيشتري‌ آموختن‌ ريكي‌ را حتي‌ با بيش‌ از يك‌ معلم‌ آغاز نمودند. باارزانتر شدن‌ شهريه‌ كلاس‌ها، ريكي‌ سريعاً توسعه‌ يافت‌ و به‌ سراسرجهان رسيد. در حال‌ حاضر حداقل‌ دويست‌ هزار استاد ريكي‌ و بيش‌ از يك‌ ميليون‌ شفاگر در سراسرجهان وجود دارند و اين‌ تعداد رو به‌ افزايش‌ است‌.<br />
<br />
ويليام‌ لي رند و مرکز بين المللی آموزش ريکی<br />
ویلیام لي رند در هاوائي‌، كاليفرنيا و ميشيگان‌ زندگي‌ كرده‌ و سابقه‌ وسيعي‌ در علم‌ متافيزيك‌، از جمله‌ بيست‌ سال‌ تجربه‌ در درمان‌ با هيپنوتيزم‌ دارد. او در بازگرداندن‌ افراد به‌ زندگي‌ گذشته‌ و رشد معنوي‌ آنها تخصص‌ داشته‌ و مورد تأييد مؤسسه‌ تحقيقاتي‌ رابينز در برنامه‌ ريزي‌ عصبي‌/كلامي‌ مي‌باشد. ويليام‌ لي رند مدت‌ زندگيش‌ هفت سال با كاهونا كار كرده‌ است‌. او مؤسس‌ مركز بين‌المللي‌ آموزش‌ ريكي‌ " ICRT " در ساوت‌ فيلد ميشيگان‌ و ناشر خبرنامه‌ ريكي‌ و نويسنده‌ كتاب‌ ريكي‌ براي‌ قرن‌ جديد بوده‌ و بيش‌ از چهل‌ مقاله‌ و هفت‌ نوار در مورد ريكي‌ ضبط‌ و تهيه‌ نموده‌ است‌ . ويليام‌ مرحله‌ اول‌ ريكي‌ را در سال‌ 1981 و مرحله‌ دوم‌ آن‌ را در سال‌ 1982 ازبتال‌ في‌، كه‌ يكي‌ از اساتيد اصلي‌ خانم‌ تاكاتا بود، در جزيره‌ هاوائي‌ دريافت‌ كرد. او همسوئي‌ استادي‌ و پيشرفته‌ ريكي‌ را از استاداني‌ چون‌ داين‌ مك‌ كامبر و مارلن‌ شيلك‌ در سال‌ 1989، چري‌ پراسون‌ در 1990 و ليه‌ اسميت‌ در 1992 دريافت‌ نمود. ويليام‌ همچنين‌ ريكي‌ مرحله‌ اول‌ و دوم‌ را با فيليس‌ فروموتو نوه خانم تاكاتا دوره‌ كرد. ويليام‌ به‌ طور تمام‌ وقت‌ ريكي‌ را در كلاسهايي‌ در سراسر دنيا تدريس‌ مي‌نمايد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ریکی<br />
<br />
دكتر ميكائو اوسويي‌<br />
دكتر ميكائو اوسويي‌ يا همانطوري که توسط‌ شاگردانش‌ در ژاپن‌ ناميده‌ مي‌شود، استاد اوسويي‌ در 15 اوت‌ 1865 در روستاي‌ ياگو در بخش‌ ياماگاتا در استان‌ گيفوي‌ ژاپن‌ متولد شد. نام‌ جدش‌ تسونتان‌ چيبا، نام‌ پدر او اوزيمون‌ و نام‌ خانوادگي‌ مادرش‌ كاوايي‌ بود بنظر مي‌رسد كه‌ او در چهارده سالگي‌ وارد يك‌ مدرسه‌ بودايي‌ تندائي‌ نزديك‌ كوه‌ كوراما كوه‌ زين‌ اسب‌ شد. او همچنين‌ كيكو يا روش‌ ژاپني‌ كي‌ گانگ‌ را كه‌ يك‌ نظام‌ تندرستي‌ و شفابخشي‌ بر اساس‌ گسترش‌ و استفاده‌ از انرژي‌ حيات‌ مي‌باشد آموخت‌ . <br />
<br />
آموخته هاي اوسوئي<br />
استاد اوسويي‌ علاقه‌ وافري‌ به‌ آموختن‌ و كار بر روي‌ آموخته‌هاي‌ خويش‌ داشت‌. او براي‌ تحصيلات‌ بيشتر به‌ اروپا و چين‌ سفر كرد . آموخته‌هاي‌ او شامل‌ پزشكي‌، روانشناسي‌ و علوم‌ مذهبي‌ و همچنين‌ پيشگويي‌ بود. به‌ نظر مي‌رسد كه‌ او از خانواده‌اي‌ ثروتمند بوده است،‌ زيرا در ژاپن‌ فقط‌ خانواده‌هاي‌ ثروتمند امكان‌ فرستادن‌ فرزندان خودرا به‌ مدرسه‌ داشتند. نهايتاً او به‌ مقام‌ منشي‌ شين پای ‌گوتو رئيس‌ بخش‌ سلامتي‌ و رفاه‌ كه‌ بعدها شهردار توكيو شد، رسيد. روابطي‌ كه‌ او در خلال‌ كارش‌ پيدا كرد به‌ او كمك‌ نمود تا آدم‌ موفقي‌ در تجارت گردد. استاد اوسويي‌ همچنين‌ عضو گروه‌ ري‌ جيوتوکا بود. كار اصلي اين‌ گروه‌ متافيزيكي‌ بالا بردن‌ تواناييهاي‌ روحي‌ بود.<br />
<br />
چگونه دكتر اوسويي ريكي را به دست آورد؟<br />
در سال‌ 1914 زندگي‌ اوسويي‌ از نظر شخصي‌ و كاري‌ دچار افت‌ شد . بنابراين‌ تصميم‌ گرفت‌ به‌ كوه‌ كوراما، جايي‌ كه‌ دوره‌ آموزشي‌ 21 روزه‌اي‌ به‌ نام‌ ايسيوگو که از سوي‌ معبد بودايي تندائي‌ سازمان‌ داده شده‌ بود، سفر كند. در زمان‌ آموزش‌ ايسيوگو بود كه‌ انرژي‌ قوي‌ ريكي‌ وارد چاكراي‌ تاجي‌ او شد. اين‌ انرژي‌ توان‌ شفابخشي‌ وي‌ را به‌ ميزان‌ چشمگيري‌ افزايش‌ داد و او دريافت‌ كه‌ به‌ موهبتي‌ بزرگ‌، يعني‌ توانايي‌ شفا بخشيدن‌ به‌ ديگران‌، بدون‌ كاهش‌ انرژي‌ شخصي خود‌، دست‌ يافته‌ است‌.<br />
<br />
مراحل آموزش ريكي<br />
استاد اوسويي‌ از توانايي‌ جديد خويش‌ براي‌ كمك‌ به‌ ديگران‌ استفاده‌ نمود و هفت‌ سال‌ بعد را براي‌ مردم‌ فقير در كيوتو كار كرد. در سال‌ 1922 او به‌ توكيو رفت‌ و انجمن‌ ريكي‌ را بنا نهاد و آن‌ را اوسويي‌ ريكي‌ ريوهو گاكائي‌ نامگذاري‌ نمود كه‌ به‌ معناي‌ انجمن‌ شفابخشي‌ باريكي‌ اوسوئي‌ مي‌باشد . او همچنين‌ در هاراجوكو، آوياما در توكيو كلينيك‌ ديگري‌ براي‌ درمان‌ و تدريس‌ باز نمود. پائين‌ترين‌ مرحله‌ آموزش‌ او شودن‌ ناميده‌ مي‌شد (مرحله‌ اول‌) كه‌ به‌ چهار سطح‌ تقسيم‌ مي‌گرديد: روكوتو، گوتو، يان‌ توسان‌ تو (توجه‌ كنيد زمانيكه‌ خانم‌ تاكاتا اين‌ سطح‌ را تدريس‌ مي‌نمود، هر چهار مرحله‌ را در يكي‌ ادغام‌ كرده‌ بود. به همين جهت‌ چهار همسويي براي‌ مرحله‌ اول‌ انجام‌ مي‌داد). مرحله‌ بعدي‌ اوكودن‌ ناميده‌ مي‌شد (آموزش‌ دروني‌) و دو سطح‌ داشت‌: اوكودن‌ زنكي‌ (بخش‌ اول‌)، و اوكودن‌ ـ كوكي‌ (بخش‌ دوم‌). مرحله‌ بعدي‌ شين‌ پيدن‌ ناميده‌ مي‌ش د آموزش‌ حرفه‌اي‌) که ما آنرا سطح‌ استادي‌ مي‌ناميم‌. اين‌ سطح‌ شامل‌ شي‌ هان‌ كاكو (دستيار مدرس‌) و شي‌ هان‌ (مدرس‌ ارجمند) مي‌باشد. به هرحال عليرغم‌ شايعات، اوسويي‌ فقط‌ چهار سمبل‌ داشت‌، همان‌ چهار سمبلي‌ كه‌ از آن در غرب‌ استفاده‌ مي‌شود‌، و اين‌ مسئله‌ توسط‌ فوميو اوگاوا و ديگر اعضاي‌ انجمن‌ اوسوئي‌ ريكي‌ ريوهو گاكائي‌ تاييد شده‌ است‌.<br />
<br />
چگونگي پيدايش همسويي ريكي<br />
منابع‌ مختلف‌ نشان ميدهد که استاد اوسويي‌ در ابتدا فرآيند همسويي‌ مشخصی نداشته، و شاگردانش‌ توانايي‌ انجام‌ ريكي‌ را فقط‌ با گذراندن‌ زماني‌ با استاد و با نيت‌ دريافت‌ اين‌ توانائي‌ بدست‌ مي‌آوردند و نيت‌ استاد نيزاين‌ بود كه‌ شاگردانش‌ ريكي‌ را دريافت‌ ‌دارند. بعد از گسترش‌ ريكي‌، اين‌ شيوه‌ آموزش‌ شخصي‌ غير عملي‌ مي‌نمود، بنابراين‌ روند همسويي‌ ايجاد شد. <br />
نكته‌ جالب‌ توجه‌ اين‌ است‌ كه‌ آرجاوا پيتر نويسنده‌ كتاب‌ آتش‌ ريكي‌ همسويي‌ ريكي‌ را از يكي‌ از اساتيد وابسته‌ به‌ انجمن‌ اوسويي‌ ريكي‌ ريوهو گاكائي‌ دريافت‌ كرده‌ كه‌ با آنچه‌ ما امروز در غرب‌ با آن‌ آشنا هستيم‌ كاملاً متفاوت‌ مي‌باشد . استاد فقط‌ آوايی‌ شاعرانه‌ را در حاليكه‌ آرجاوا روبروي‌ او نشسته‌ بود ادا مي‌كرده‌ و پس‌ از مدتي‌ آرجاوا نيروي‌ عظيم‌ انرژي‌ را در خود احساس‌ ‌كرده است.<br />
<br />
درخواست براي ريكي افزايش يافت<br />
در 1923 زلزله‌ عظيم‌ كانتو، توكيو را ويران‌ ساخت‌. بيش‌ از140هزارنفر كشته‌ شدند و بيش‌ از نيمي‌ از بناها ويران‌ شدند يا آتش‌ گرفتند . تقاضا براي‌ ريكي‌ بحدي بود كه‌ كلينيك‌ او ديگر گنجايش‌ نداشت‌. <br />
بنابراين‌ در 1925 كلينيك‌ بزرگتري‌ در ناكانو، توكيو بنا كرد.بااين كار، شهرت‌ او به‌ عنوان‌ يك‌ درمانگر در ژاپن‌ گسترش‌ يافت‌. او شروع‌ به‌ سفر كرد، تا بتواند تعداد بيشتري‌ از مردم‌ را آموزش‌ دهد‌ و درمان‌ كند. در خلال‌ سفرهاي‌ خود، به‌ دو هزار نفر آموزش‌ داد‌ و 16 استاد تربيت‌ كرد. دولت‌ژاپن‌نشان‌ "كان‌ سن‌ تو"رابه‌احترام‌خدماتش‌ جهت‌ كمك‌ به‌ ديگران‌ به‌ او اعطاء نمود. زماني‌ كه‌ در فوكوياما مشغول‌تدريس بوددچارحمله‌ قلبي‌ شد و در 9 مارس‌ 1926 درگذشت‌. مقبره‌ او در معبد سايي‌ هوجي‌ در سوگي‌ نامي‌ توكيو واقع‌است‌، گرچه‌ برخي‌ معتقدند که خاكستر او در جايي ديگر مي‌باشد.<br />
<br />
ريكي بعد از اوسويي<br />
بعد از فوت‌ استاد اوسويي‌، آقاي‌ جي‌ اوشيدا به‌ عنوان‌ رئيس‌ انجمن‌ ريكي‌ به‌ جاي‌ اوسويي‌ نشست‌. او مسئول‌ ساخت‌ بناي‌ سنگ‌ يادبود اوسويي‌ و نگهداري‌ از مقبرة‌ استاد شد. پس از آقاي‌ اوشيدا، آقايان‌ ليچي‌ تاكتومي‌، يوشي‌ هارو واتانابه‌، تويوايچي‌ وانامي‌ و خانم‌ كيميكو كوياما، جانشين‌ استاد اوسويي‌ شدند ودر سال‌ 1998 آقاي‌ كوندو به‌ رياست‌ انجمن‌ نشست‌. عليرغم‌ آنچه‌ در غرب‌ گفته‌ شده‌ است‌، در موسسه ای كه‌ استاد اوسويي‌ بنيان نهاد صاحب‌ دودمان‌ يا استاد اعظم‌ وجود ندارد واسامی ذکر شده دربالا مربوط به جانشينان رؤسای انجمن می باشد.<br />
<br />
مربياني كه توسط استاد اوسويي تربيت شده اند<br />
شانزده‌ مربي‌ كه‌ توسط‌ استاد اوسويي‌ به‌ استادي‌ رسيدند، توشيهيرو اگوچي‌، جوسابورو گويدا، ليچي‌ تاكتومي‌، تويوايچي‌ وانامي‌، ياشي‌ هارو واتانابه‌، كيزو اوگاوا، جي‌ اوشيدا و چوجيرو هاياشي‌ مي‌باشند. عليرغم‌ يكي‌ از روايات‌ داستان‌ ريكي‌، آقاي‌ چوجيرو هاياشي‌ جانشين‌ استاد اوسويي‌ نبوده‌ و همانگونه‌ كه‌ قبلاً اشاره‌ شد جانشين‌ او آقاي‌ جي‌ اوشيدا بوده‌ است‌. به‌ هر صورت‌ آقاي‌ هاياشي‌ استادی محترم‌ و داراي‌ مدرسه‌ و كلينيك‌ ريكي‌ در توكيو بود . او آمار درمانهاي‌ خود را نگهداشته‌ و جزوه‌اي‌ نيز براي‌ كلاسش‌ چاپ‌ نموده‌ بود . ( نسخه‌ ترجمه‌ شده‌ اين‌ جزوه‌ در آرشيو مركز بين المللی آموزش ريکی “ICRT" موجود مي‌باشد. او ريكي‌ را تمرين‌ و تدريس‌ مي‌كرد و بسياري‌ از شاگردانش ريكي‌ را در مقابل‌ كار در كلينيك‌ او دريافت‌ داشته‌اند. خانم‌ تاكاتا از مهمترين استادان ريكي كه آن را به غرب معرفي نمود، در سال‌ 1935 به‌ اين‌ كلينيك‌ هدايت‌ شد.<br />
<br />
هاوايو تاكاتا<br />
خانم تاكاتا در 24 دسامبر سال‌ 1900 در جزيرة‌ كاوائي‌ در هاوايي‌ متولد شد. والدين‌ او از مهاجرين‌ ژاپني‌ بودند و پدرش‌ در مزارع‌ نيشكر كار مي‌كرد. او با دفتردار مزرعه‌اي‌ كه‌ در آن‌ كار مي‌كرد، ازدواج‌ نمود. نامش‌ ساچي‌ تاكاتا بود و آنها دو فرزند دختر داشتند. در اكتبر 1930 ساچي‌ تاكاتا در سن‌ 34 سالگي‌ درگذشت‌ و خانم‌ تاكاتا براي‌ تأمين‌ خانواده‌اش‌ مجبور بود به‌ سختي‌ كار كند و مدت‌ بسيار كمي‌ را استراحت‌ نمايد. بعد از پنج سال او دچار دردهاي‌ شديدي‌ در ناحيه‌ شكم‌، مشكل‌ ريه‌ و اختلال روانی گرديد. چندي‌ بعد يكي‌ از خواهرانش‌ درگذشت‌ و بعهده‌ خانم‌ هاوايو بود كه‌ به‌ ژاپن‌ سفر كرده‌ و اين‌ خبر را به‌ پدر و مادرش‌ كه‌ در آنجا ساكن‌ بودند، بدهد. <br />
<br />
آشنايي خانم تاكاتا با ريكي<br />
خانم‌ تاكاتا بعد از اينكه‌ خبر فوت‌ خواهرش‌ را به‌ والدين‌ خود داد روانه‌ بيمارستان‌ شد و در آنجا تشخيص‌ دادند كه‌ او يك‌ غده‌، سنگ‌ كيسه‌ صفرا، آپانديس‌ و آسم‌ دارد و بايد براي‌ جراحي‌ آماده‌ شود، ولي‌ او انتخاب‌ كرد كه‌ به‌ جاي‌ آن‌ به‌ كلينيك‌ دكتر هاياشي‌ مراجعه‌ كند. خانم‌ تاكاتا از تشخيص‌ كارورزان‌ ريكي‌ در كلينيك‌ كه‌ بسيار نزديك‌ به‌ اظهار نظر پزشكان‌ بيمارستان‌ بود تحت‌ تأثير قرار گرفت‌. او شروع‌ به‌ گرفتن‌ درمان‌ كرد. دو درمانگر هر روز بر روي‌ او كار مي‌كردند.<br />
خانم‌ تاكاتا بطور چشمگيري‌ بهتر شد و در مدت‌ چهار ماه‌ كاملاً شفا يافت‌. او مي‌خواست‌ ريكي‌ را ياد بگيرد و در بهار سال‌ 1936 مرحله‌ اول‌ ريكي‌ را از دكتر هاياشي‌ آموخت‌. سپس‌ يك‌ سال‌ با او كار كرد و بعد مرحله‌ دوم‌ آن‌ را گذراند. خانم‌ تاكاتا در سال‌ 1937 به‌ هاوايي‌ بازگشت‌ و چندي‌ بعد دكتر هاياشي‌ و دخترش‌ براي‌ كمك‌ به‌ برپائي‌ ريكي‌ در آنجا به‌ او ملحق‌ شدند. در فوريه‌ 1938 دكتر هاياشي‌ خانم‌ تاكاتا را براي‌ مرحله‌ استادي‌ همسو كرد. دكتر هاياشي‌ در 21 فوريه ‌1938در هاوايي‌ اين‌ را تاييد و اعلام ‌کرد كه ‌خانم تاکاتا يكي‌ازسيزده‌استادي‌است‌ كه‌توسط‌اوآموزش‌ ديده‌اند.<br />
<br />
ريكي تاكاتا<br />
از سال‌ 1970 خانم‌ تاكاتا آموزش‌ مرحله‌ استادي به ديگران‌ را آغاز كرد. اما او يك‌ شهريه‌ 10000 دلاري‌ براي‌ اين‌ دوره‌ در نظر گرفت‌. اين‌ شهريه‌ در سيستم‌ اوسويي‌ نبود و خانم‌ تاكاتا اين‌ شهريه‌ را قرار داد چون‌ اين‌ را راهي‌ براي‌ اداي‌ احترام‌ به‌ ريكي‌ مي‌دانست‌. او مي‌گفت‌ كسي‌ بدون‌ شهريه‌ آموزش‌ و يا درمان‌ را نمي‌گيرد و هميشه‌ بايد پولي‌ يا چيزي‌ به‌ عنوان‌ برگشت‌ انرژي‌ دريافت‌ كرد و همچنين‌ بايد از يك‌ استاد ريكي‌آموخت‌ و تا پايان‌ زندگي‌ بايد با همان‌ استاد ماند. بعلاوه او هيچگاه‌ به‌ شاگردانش‌ اجازه‌ نمي‌داد كه‌ نواري‌ تهيه‌ كنند و يا از مطالب‌ و سمبلهای كلاس‌ يادداشت‌ يا نسخه بردارند و تمامي‌ اينها بايد به‌ حافظه‌ سپرده‌ می شد. آنچه‌ما در خلال‌ تحقيقات‌ خود در ژاپن‌ و از تحقيقات‌ ديگران‌ دريافتيم‌ اين‌ است‌ كه‌ اينها جزء آئين هاي ريكي‌ دكتر اوسويي‌ نبوده و احتمالاً زماني‌ كه‌ ريكي‌ به‌ غرب‌ آورده‌ شد‌ تغييراتي‌ در آن‌ پديد آمده‌ است‌.<br />
<br />
شاگردان تاكاتا<br />
قبل‌ از درگذشت‌ خانم‌ تاكاتا در 11 دسامبر 1980 او ريكي‌ را تا مرحله‌ استادي‌ به‌ بيست‌ و دو نفر آموزش‌ داده‌ بود، و آنها نيز آموزش‌ به‌ ديگران‌ را آغاز كردند. تمامي‌ اين‌ بيست‌ و دو نفر قسم‌ خورده‌اند تا ريكي‌ را دقيقاً مانند او آموزش‌ دهند.اين امر‌ سبب‌ شد‌ كه‌ آنها نتوانند هيچ‌ تغييري‌ در ريكي‌ حتي‌ در بخش‌هايي‌ كه‌ به‌ ظاهر با طبيعت‌ آن‌ هماهنگي‌ ندارند و يادگيري‌ ريكي‌ را مشكل‌تر مي‌كنند، ايجاد نمايند.<br />
<br />
ريكي‌ بعد از خانم‌ تاكاتا<br />
بعد از درگذشت‌ خانم‌ تاكاتا، در اواسط‌ سال‌ 1980، ايريس‌ ايشي‌ كورا يكي‌ از استادان‌ تعليم‌ گرفته‌توسط‌ خانم‌ تاكاتا شهريه‌ قابل‌ قبولتري براي‌ دوره‌ استادي‌ در نظر گرفت‌. استاداني‌ كه‌ توسط‌ او و با اين‌ شهريه‌ ارزانتر آموزش‌ ديدند خود نيز شروع‌ به‌ آموزش‌ ديگران‌ كردند. خارج‌ از اين‌ گروه‌ افراد ديگري‌ نيز شروع‌ به‌ ايجاد تغييراتي‌ در ريكي‌ نمودند، بدين‌ ترتيب‌ كه‌ اجازه‌ دادند آگاهي‌ ريكي‌ آنها را در شيوه‌ درمان‌ و آموزش‌ هدايت‌ كند.ازاين روقوانين دست و پاگير از بين رفتند. كلاس‌هاي‌ ريكي‌ بيشتري‌ تشكيل‌ شد و روند آموزش به تعداد‌ بيشتر و به شيوه اي سريعتر رواج‌ گرفت‌. كتابهايي‌ تهيه‌ شد، اجازه‌ضبط نوار داده‌ شد و شهريه‌ها معقولتر گرديد و تعداد بيشتري‌ آموختن‌ ريكي‌ را حتي‌ با بيش‌ از يك‌ معلم‌ آغاز نمودند. باارزانتر شدن‌ شهريه‌ كلاس‌ها، ريكي‌ سريعاً توسعه‌ يافت‌ و به‌ سراسرجهان رسيد. در حال‌ حاضر حداقل‌ دويست‌ هزار استاد ريكي‌ و بيش‌ از يك‌ ميليون‌ شفاگر در سراسرجهان وجود دارند و اين‌ تعداد رو به‌ افزايش‌ است‌.<br />
<br />
ويليام‌ لي رند و مرکز بين المللی آموزش ريکی<br />
ویلیام لي رند در هاوائي‌، كاليفرنيا و ميشيگان‌ زندگي‌ كرده‌ و سابقه‌ وسيعي‌ در علم‌ متافيزيك‌، از جمله‌ بيست‌ سال‌ تجربه‌ در درمان‌ با هيپنوتيزم‌ دارد. او در بازگرداندن‌ افراد به‌ زندگي‌ گذشته‌ و رشد معنوي‌ آنها تخصص‌ داشته‌ و مورد تأييد مؤسسه‌ تحقيقاتي‌ رابينز در برنامه‌ ريزي‌ عصبي‌/كلامي‌ مي‌باشد. ويليام‌ لي رند مدت‌ زندگيش‌ هفت سال با كاهونا كار كرده‌ است‌. او مؤسس‌ مركز بين‌المللي‌ آموزش‌ ريكي‌ " ICRT " در ساوت‌ فيلد ميشيگان‌ و ناشر خبرنامه‌ ريكي‌ و نويسنده‌ كتاب‌ ريكي‌ براي‌ قرن‌ جديد بوده‌ و بيش‌ از چهل‌ مقاله‌ و هفت‌ نوار در مورد ريكي‌ ضبط‌ و تهيه‌ نموده‌ است‌ . ويليام‌ مرحله‌ اول‌ ريكي‌ را در سال‌ 1981 و مرحله‌ دوم‌ آن‌ را در سال‌ 1982 ازبتال‌ في‌، كه‌ يكي‌ از اساتيد اصلي‌ خانم‌ تاكاتا بود، در جزيره‌ هاوائي‌ دريافت‌ كرد. او همسوئي‌ استادي‌ و پيشرفته‌ ريكي‌ را از استاداني‌ چون‌ داين‌ مك‌ كامبر و مارلن‌ شيلك‌ در سال‌ 1989، چري‌ پراسون‌ در 1990 و ليه‌ اسميت‌ در 1992 دريافت‌ نمود. ويليام‌ همچنين‌ ريكي‌ مرحله‌ اول‌ و دوم‌ را با فيليس‌ فروموتو نوه خانم تاكاتا دوره‌ كرد. ويليام‌ به‌ طور تمام‌ وقت‌ ريكي‌ را در كلاسهايي‌ در سراسر دنيا تدريس‌ مي‌نمايد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[کارونا ریکی]]></title>
			<link>http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=7</link>
			<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 04:37:48 -0500</pubDate>
			<dc:creator>nimamohyeddin</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=7</guid>
			<description><![CDATA[کارونا ریکی<br />
<br />
کارونا ریکی به معنی مهر و شفقت در سال 1955 توسط ویلیام لی رند پس از تجربیات فراوان در این زمینه به جهانیان عرضه گردید. افرادی که این ریکی را دریافت می کردند مهر و شفقت زیادی را تجربه می نمودند که به همین دلیل این تکنیک کارونا ریکی نام گرفت.<br />
<br />
کارونا ریکی را به عنوان تکنیکی قوی تر از ریکی و با اثر درمانی عمیق تر از آن می شناسند که این عامل باعث به وجود آمدن تفاوت هایی با ریکی اسویی شده است.<br />
<br />
کارونا ریکی را به عنوان هر نوع عملی که باعث تخفیف دادن رنج و درد در دیگران و یا عملی که باعث ایجاد همدردی، شفقت، دلسوزی، و مهربانی می شود نیز می شناسند.<br />
<br />
تکنیک کارونا ریکی به افرادی که به روشن بینی رسیده اند و قصد دارند که رنج و درد را از کره زمین ریشه کن سازند، داده می شود.<br />
<br />
 <br />
<br />
مصاحبه با ویلیام لیرند بنیانگذار سبک کارونا ریکی<br />
<br />
س : شما چگونه کارونا ريکي را ابداع کرديد؟<br />
<br />
ج : من آموزشهاي ريکي اوسويي خود را در 1981 و 1982 وقتي در هاوايي زندگي مي‏کردم دريافت کردم. من در سال 1989 بعد از نقل مکان به ميشيگان به درجة استادي نائل آمدم. بعد از استاد شدن، تصميم گرفتم مطالعاتم را با ساير اساتيد ريکي گسترش دهم تا درک خودم را از ريکي عميقتر کنم. من اين روند را ادامه دادم و آموزشهاي ريکي اوسويي را از 3 استاد ديگر هم دريافت کردم. در حين سفر به نقاط مختلف وطنم و ساير کشورها براي آموزش و تمرين ريکي، من اين امتياز را داشتم که معالجات، اطلاعات، همسوئي‏ها و تکنيک‏ها را با ساير اساتيد ريکي و درمانگرها مورد بحث و تبادل نظر قرار دهم. من دريافتم که شفابخشي يک بررسي بي پايان است و هميشه بزرگترين فوائد، زماني حاصل مي‏شوند که آنها را از خدا مي‏طلبيم. در حين بررسي‏هايي که با ساير اساتيد ريکي داشتم، من درک عميقتري از چگونگي فرآيند همسوئي‏ها، سمبلها و طرز کار انرژي‏هاي شفابخش پيدا کردم. من ابتدائاً قصد نداشتم يک سيستم ريکي نوين ابداع کنم، اما از حدود سال 1989 سمبلهاي ريکي غير اوسويي و تکنيکهاي همسوئي به من الهام مي‏شد که به نظر مي‏رسيد مزايايي دارند. من اين سمبلها را به همراه همسوئي‏هايي که شامل برخي از آنها مي‏شدند يادداشت مي‏کردم؛ همچنين شروع کردم به آزمايش بعضي از آنها. پس از چند سال، من واقعاً يک مجموعه داشتم و بسياري از دانشجويانم شروع کردند به پرسش از من در خصوص "سمبلهاي اضافي" و مي‏خواستند بدانند که آيا آنها بايد از آنها استفاده کنند؟ در زمستان سال 1993، من تعداد زيادي از بهترين دانشجويانم را که از نظر معنوي بسيار حساس بودند جمع کردم که آنها را با "سمبلهاي اضافي" آزمايش کنم و تصميم بگيرم که کدام سمبلها بيشتر مفيد هستند. ما درخواست راهنمايي کرديم و در اين راستا گروهي از سمبلها را دريافت کرديم که به نظر مي‏رسيد بيشترين انرژي را داشته باشند. ما همچنين يک فرآيند همسوئي را نيز با اين سمبلها آزمايش کرديم. بعدها من به سوي تکميل بيشتر اين همسوئي راهنمايي شدم و سرانجام يک سيستم جديد ريکي پديدار شد. در اين فرآيند من طي دعايي از "قدرت متعال" تقاضاي کمک کردم و خواستم که من به يک انرژي شفابخش متصل شوم که داراي مزاياي بيشتري باشد. من هيچ يک از اين سمبلها را خودم کانال نکردم. آنها از ساير اساتيد ريکي گرفته شدند. در سال 1995، من به سوي تعريف واضحتر سيستم راهنمايي شدم  و آنرا "کارونا ريکي" ناميدم که مي‏تواند "ريکي شفقت (دلسوزي)" نيز ناميده شود. اگرچه بعضي از سمبلهاي "کارونا ريکي" همانهايي هستند که در سيستمها و مدارس ديگر (با همسوئي‏ها و نيت‏هاي متفاوت) تدريس مي‏شود، اما انرژي‏هايي که به "کارونا ريکي" متصل مي‏شوند در سيستم کاملاً يکسان هستند.<br />
<br />
 <br />
<br />
س : چرا شما مدعي هستيد که کارونا ريکي از ريکي اوسوئي قدرتمندتر است؟<br />
<br />
ج : ما کارونا ريکي را به کساني که قبلاً استادي ريکي را گذرانده و بيشترشان نيز استادي خود را از روشهاي ديگري غير از روش من دريافت کرده بودند آموزش داديم. در حقيقت آنهايي که در کلاس حاضر مي‏شدند گسترة وسيعي از معلمين اجتماع ريکي را شامل مي‏شدند. واکنش عمومي اين دانشجويان اين بود که کارونا ريکي قويتر از ريکي اوسويي است يا عميقتر شفا مي‏دهد. اين اطلاعات از دانشجوياني دريافت شده است که قبلاً استاد ريکي بوده‏اند و تجربيات زيادي در کار انرژي درماني داشته‏اند. البته انتظار نمي‏رود که اين ادعا براحتي پذيرفته شود بلکه شخصي که به کارونا ريکي علاقمند است بايد يک درمان کارونا را دريافت کند يا در کلاس آن شرکت کند يا با افراد صاحب نظر در اين مورد مشورت داشته باشد. در هر حال بايد در نظر داشت که کارونا ريکي جانشين ريکي اوسوئي يا ريکي ديگري نيست بلکه بسادگي مي‏توان گفت تکنيک ديگري است که شخص مي‏تواند شفاي خود را طبق آن تعالي و پيشرفت دهد.<br />
<br />
 <br />
<br />
س : آيا وجود انواع مختلف ريکي، موانعي را بين درمانگران ريکي ايجاد نمي‏کند که موجب شود همکاري آنها با هم مشکل شود؟<br />
<br />
ج : اين فلسفة ما است که به همة دانشجويان ريکي و معلمين آن صرفنظر از خط فکري و وابستگي يا نوع ريکي که کار مي‏کنند احترام گذاشته و به آنان افتخار مي‏کنيم. وجود انواع مختلف ريکي يک نقطة علاقمندي مشترک بين شفاگران ايجاد مي‏کند و موجب مي‏شود تا با يکديگر تبادل نظر داشته باشيم و از هم ياد بگيريم که اين خود موجب ايجاد ميثاقي از عشق و احترام خواهد شد. وقتي ما از يکديگر ياد مي‏گيريم، ايمان ما به اين امر که خداوند از طريق ما عمل مي‏کند قويتر مي‏شود. احساس و تجربة ما اينست که ريکي قادر است ما، ديگران و اين سياره را شفا دهد و اين مهم هرچه سريعتر رخ مي‏دهد اگر تمام درمانگران ريکي با هم به نحو هماهنگي کار کنند.<br />
<br />
 <br />
<br />
س : چرا ما از کلمه "ريکي" در کارونا ريکي استفاده مي‏کنيم؟ آيا اين کلمه فقط براي سيستم شفابخشي که دکتر اوسوئي کشف کرد به کار نمي‏رود؟<br />
<br />
ج : کلمة "ريکي" قبل از دکتر اوسوئي استفاده مي‏شده است و بنابراين انحصاراً مخصوص سيسم شفابخشي که او کشف کرد نيست. انواع مختلفي از ريکي وجود دارد از جمله ريکي Seichem و ريکي تبتي. ريکي اوسوئي فقط يکي از انواع ريکي است. دليل اينکه من تصميم گرفتم تا از واژة "ريکي" در کارونا ريکي استفاده کنم اين است که انرژي شفابخش کارونا شبيه انرژي ريکي است؛ چراکه انرژي آن نيروي حياتي‏اي است که توسط قدرت متعال راهنمايي مي‏شود. واژة کارونا مفهوم "عمل دلسوزانه" دارد که احساسي است که غالباً کساني که انرژي اين سيستم را تجربه مي‏کنند، دارند.  <br />
<br />
 <br />
<br />
س : چرا کارونا ريکي سرود و آهنگ دارد؟<br />
<br />
ج : ذکر نام سمبلهاي کارونا ريکي با آهنگ خاص (chanting &amp; toning) در حين معالجه، موجب عميقتر شدن فرآيند شفا مي‏گردد. ارتعاش صدا، موج حاملي مي‏شود براي اينکه انرژي کارونا ريکي بر آن سوار شود. اين امر موجب مي‏شود که انرژي‏هاي شفابخش تا عمق بيشتري در سلولها و بافتهاي بدن شخص بيمار نفوذ کنند. چاکراها و هاله‏هاي بيمار و درمانگر باز مي‏شوند تا کاملاً اجازه دهند يک ارتعاش شگفت انگيز در درون و اطرافشان رخ دهد. کساني که اين فرآيند را تجربه کرده‏اند اظهار مي‏دارند که احساس بيداري و زنده بودن بيشتر و نيز دريافت کاملتر شفا را داشته‏اند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[کارونا ریکی<br />
<br />
کارونا ریکی به معنی مهر و شفقت در سال 1955 توسط ویلیام لی رند پس از تجربیات فراوان در این زمینه به جهانیان عرضه گردید. افرادی که این ریکی را دریافت می کردند مهر و شفقت زیادی را تجربه می نمودند که به همین دلیل این تکنیک کارونا ریکی نام گرفت.<br />
<br />
کارونا ریکی را به عنوان تکنیکی قوی تر از ریکی و با اثر درمانی عمیق تر از آن می شناسند که این عامل باعث به وجود آمدن تفاوت هایی با ریکی اسویی شده است.<br />
<br />
کارونا ریکی را به عنوان هر نوع عملی که باعث تخفیف دادن رنج و درد در دیگران و یا عملی که باعث ایجاد همدردی، شفقت، دلسوزی، و مهربانی می شود نیز می شناسند.<br />
<br />
تکنیک کارونا ریکی به افرادی که به روشن بینی رسیده اند و قصد دارند که رنج و درد را از کره زمین ریشه کن سازند، داده می شود.<br />
<br />
 <br />
<br />
مصاحبه با ویلیام لیرند بنیانگذار سبک کارونا ریکی<br />
<br />
س : شما چگونه کارونا ريکي را ابداع کرديد؟<br />
<br />
ج : من آموزشهاي ريکي اوسويي خود را در 1981 و 1982 وقتي در هاوايي زندگي مي‏کردم دريافت کردم. من در سال 1989 بعد از نقل مکان به ميشيگان به درجة استادي نائل آمدم. بعد از استاد شدن، تصميم گرفتم مطالعاتم را با ساير اساتيد ريکي گسترش دهم تا درک خودم را از ريکي عميقتر کنم. من اين روند را ادامه دادم و آموزشهاي ريکي اوسويي را از 3 استاد ديگر هم دريافت کردم. در حين سفر به نقاط مختلف وطنم و ساير کشورها براي آموزش و تمرين ريکي، من اين امتياز را داشتم که معالجات، اطلاعات، همسوئي‏ها و تکنيک‏ها را با ساير اساتيد ريکي و درمانگرها مورد بحث و تبادل نظر قرار دهم. من دريافتم که شفابخشي يک بررسي بي پايان است و هميشه بزرگترين فوائد، زماني حاصل مي‏شوند که آنها را از خدا مي‏طلبيم. در حين بررسي‏هايي که با ساير اساتيد ريکي داشتم، من درک عميقتري از چگونگي فرآيند همسوئي‏ها، سمبلها و طرز کار انرژي‏هاي شفابخش پيدا کردم. من ابتدائاً قصد نداشتم يک سيستم ريکي نوين ابداع کنم، اما از حدود سال 1989 سمبلهاي ريکي غير اوسويي و تکنيکهاي همسوئي به من الهام مي‏شد که به نظر مي‏رسيد مزايايي دارند. من اين سمبلها را به همراه همسوئي‏هايي که شامل برخي از آنها مي‏شدند يادداشت مي‏کردم؛ همچنين شروع کردم به آزمايش بعضي از آنها. پس از چند سال، من واقعاً يک مجموعه داشتم و بسياري از دانشجويانم شروع کردند به پرسش از من در خصوص "سمبلهاي اضافي" و مي‏خواستند بدانند که آيا آنها بايد از آنها استفاده کنند؟ در زمستان سال 1993، من تعداد زيادي از بهترين دانشجويانم را که از نظر معنوي بسيار حساس بودند جمع کردم که آنها را با "سمبلهاي اضافي" آزمايش کنم و تصميم بگيرم که کدام سمبلها بيشتر مفيد هستند. ما درخواست راهنمايي کرديم و در اين راستا گروهي از سمبلها را دريافت کرديم که به نظر مي‏رسيد بيشترين انرژي را داشته باشند. ما همچنين يک فرآيند همسوئي را نيز با اين سمبلها آزمايش کرديم. بعدها من به سوي تکميل بيشتر اين همسوئي راهنمايي شدم و سرانجام يک سيستم جديد ريکي پديدار شد. در اين فرآيند من طي دعايي از "قدرت متعال" تقاضاي کمک کردم و خواستم که من به يک انرژي شفابخش متصل شوم که داراي مزاياي بيشتري باشد. من هيچ يک از اين سمبلها را خودم کانال نکردم. آنها از ساير اساتيد ريکي گرفته شدند. در سال 1995، من به سوي تعريف واضحتر سيستم راهنمايي شدم  و آنرا "کارونا ريکي" ناميدم که مي‏تواند "ريکي شفقت (دلسوزي)" نيز ناميده شود. اگرچه بعضي از سمبلهاي "کارونا ريکي" همانهايي هستند که در سيستمها و مدارس ديگر (با همسوئي‏ها و نيت‏هاي متفاوت) تدريس مي‏شود، اما انرژي‏هايي که به "کارونا ريکي" متصل مي‏شوند در سيستم کاملاً يکسان هستند.<br />
<br />
 <br />
<br />
س : چرا شما مدعي هستيد که کارونا ريکي از ريکي اوسوئي قدرتمندتر است؟<br />
<br />
ج : ما کارونا ريکي را به کساني که قبلاً استادي ريکي را گذرانده و بيشترشان نيز استادي خود را از روشهاي ديگري غير از روش من دريافت کرده بودند آموزش داديم. در حقيقت آنهايي که در کلاس حاضر مي‏شدند گسترة وسيعي از معلمين اجتماع ريکي را شامل مي‏شدند. واکنش عمومي اين دانشجويان اين بود که کارونا ريکي قويتر از ريکي اوسويي است يا عميقتر شفا مي‏دهد. اين اطلاعات از دانشجوياني دريافت شده است که قبلاً استاد ريکي بوده‏اند و تجربيات زيادي در کار انرژي درماني داشته‏اند. البته انتظار نمي‏رود که اين ادعا براحتي پذيرفته شود بلکه شخصي که به کارونا ريکي علاقمند است بايد يک درمان کارونا را دريافت کند يا در کلاس آن شرکت کند يا با افراد صاحب نظر در اين مورد مشورت داشته باشد. در هر حال بايد در نظر داشت که کارونا ريکي جانشين ريکي اوسوئي يا ريکي ديگري نيست بلکه بسادگي مي‏توان گفت تکنيک ديگري است که شخص مي‏تواند شفاي خود را طبق آن تعالي و پيشرفت دهد.<br />
<br />
 <br />
<br />
س : آيا وجود انواع مختلف ريکي، موانعي را بين درمانگران ريکي ايجاد نمي‏کند که موجب شود همکاري آنها با هم مشکل شود؟<br />
<br />
ج : اين فلسفة ما است که به همة دانشجويان ريکي و معلمين آن صرفنظر از خط فکري و وابستگي يا نوع ريکي که کار مي‏کنند احترام گذاشته و به آنان افتخار مي‏کنيم. وجود انواع مختلف ريکي يک نقطة علاقمندي مشترک بين شفاگران ايجاد مي‏کند و موجب مي‏شود تا با يکديگر تبادل نظر داشته باشيم و از هم ياد بگيريم که اين خود موجب ايجاد ميثاقي از عشق و احترام خواهد شد. وقتي ما از يکديگر ياد مي‏گيريم، ايمان ما به اين امر که خداوند از طريق ما عمل مي‏کند قويتر مي‏شود. احساس و تجربة ما اينست که ريکي قادر است ما، ديگران و اين سياره را شفا دهد و اين مهم هرچه سريعتر رخ مي‏دهد اگر تمام درمانگران ريکي با هم به نحو هماهنگي کار کنند.<br />
<br />
 <br />
<br />
س : چرا ما از کلمه "ريکي" در کارونا ريکي استفاده مي‏کنيم؟ آيا اين کلمه فقط براي سيستم شفابخشي که دکتر اوسوئي کشف کرد به کار نمي‏رود؟<br />
<br />
ج : کلمة "ريکي" قبل از دکتر اوسوئي استفاده مي‏شده است و بنابراين انحصاراً مخصوص سيسم شفابخشي که او کشف کرد نيست. انواع مختلفي از ريکي وجود دارد از جمله ريکي Seichem و ريکي تبتي. ريکي اوسوئي فقط يکي از انواع ريکي است. دليل اينکه من تصميم گرفتم تا از واژة "ريکي" در کارونا ريکي استفاده کنم اين است که انرژي شفابخش کارونا شبيه انرژي ريکي است؛ چراکه انرژي آن نيروي حياتي‏اي است که توسط قدرت متعال راهنمايي مي‏شود. واژة کارونا مفهوم "عمل دلسوزانه" دارد که احساسي است که غالباً کساني که انرژي اين سيستم را تجربه مي‏کنند، دارند.  <br />
<br />
 <br />
<br />
س : چرا کارونا ريکي سرود و آهنگ دارد؟<br />
<br />
ج : ذکر نام سمبلهاي کارونا ريکي با آهنگ خاص (chanting &amp; toning) در حين معالجه، موجب عميقتر شدن فرآيند شفا مي‏گردد. ارتعاش صدا، موج حاملي مي‏شود براي اينکه انرژي کارونا ريکي بر آن سوار شود. اين امر موجب مي‏شود که انرژي‏هاي شفابخش تا عمق بيشتري در سلولها و بافتهاي بدن شخص بيمار نفوذ کنند. چاکراها و هاله‏هاي بيمار و درمانگر باز مي‏شوند تا کاملاً اجازه دهند يک ارتعاش شگفت انگيز در درون و اطرافشان رخ دهد. کساني که اين فرآيند را تجربه کرده‏اند اظهار مي‏دارند که احساس بيداري و زنده بودن بيشتر و نيز دريافت کاملتر شفا را داشته‏اند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سلتیک ریکی (celtic reiki)]]></title>
			<link>http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=6</link>
			<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 04:33:00 -0500</pubDate>
			<dc:creator>nimamohyeddin</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=6</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مقدمه ای بر سلتیک ریکی</span><br />
<br />
<br />
سلتیک ریکی نوعی از usui reiki (اوسویی ریکی)  بوده که از ارتعاشات زمین و درختها و درختچه های به خصوصی به منظور ایجاد محیطی مناسب برای درمان و تجلی استفاده می کند.<br />
<br />
انرژی ریکی فرکانس گیاهان و درختان مختلف را تقلید می کند تا مطابق با دانش و معرفت سلتی و  کانالیزه شده جلو رود . از آنجایی که سلتیک ریکی یک ریکی وابسته به انرژی زمین می باشد ، بیش از آنکه به سمت پایین و از میان تاج (چاکرای تاجی) کانالیزه شود     ( که یکی از موارد مربوط به اوسویی ریکی است) ، از میان چاکرای ریشه به سمت بالا کانالیزه می شود . این مسئله سلتیک ریکی را تا حدودی شبیه به کندالینی (Kundalini) ریکی می سازد هرچند که سلتیک ریکی بر اساس کندالینی عمل نمی کند. در عوض نتایج به دست آمده شبیه به نتایج به دست آمده از اوسویی ریکی سنتی می باشد ، هر چند که به طور قابل توجهی تحت تأثیر سبک های انرژی " سلتی" می باشند.<br />
<br />
امروزه تمام سیستم سلتیک ریکی هنوز شناخته شده نمی باشد اما با این وجود با استفاده از هرآنچه که می دانیم ، از نظر انرژی به اندازه ای تکامل خواهیم یافت که با ارتعاشات قویتری ادامه دهیم.<br />
<br />
درجهت دستیابی به اهداف درس سلتیک ریکی انرژی ها از طریق سه همسوئی منتقل خواهند شد : اولی انرژی های جدید را معرفی و دانشجویان را برای انرژی های بعدی آماده می سازد، همزمان سازی دوم با انرژی های متجلی سروکار خواهد داشت و سومی در مورد درمان انرژی های اصلی صحبت خواهد کرد. علاوه بر نمادها و توضیحات، هر بخش جنبه های ریکی ، دانش و معرفت سلتیک و دستور العمل های دقیق و مفصل کاربرد آن را خواهد گنجاند.<br />
<br />
       <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تارخچه سلتیک ریکی</span><br />
<br />
سلتیک ریکی توسط مارتین پنتکوست (Martyn Pentecost)، یک استاد/مستر ریکی ساکن کرویدون (Croydon) انگلستان کشف شد. از آن به بعد این روش به عنوان روندی مداوم بوده که اغلب کثرت شیوع سلتیک ریکی بین سالهای 1998 و 2000 رخ داد. شرح ذیل در رابطه با تاریخچۀ سلتیک ریکی به زبان خود مارتین آمده است :<br />
<br />
مطالعه بر انواع مختلفی از ریکی به مدت چندین سال مرا به کار با طبیعت سوق داد . زمانی  که ریکی را در جهت کمک به حیوانات ، گیاهان ، درختان ، رودخانه  ها ، دریاچه ها ، اقیانوسها و خود زمین کانالیزه می کردم به این موضوع پی بردم که هر چیزی یک ارتعاش متفاوتی دارد – هر نوع از سنگ ، هر جریان ، هر نوع از گل انرژی منحصر به فرد خود را دارا می باشند. بعضی اوقات خود را در عمق این ارتعاش گم می کردم و بعضی اوقات به حدی می رسید که من می توانستم انرژی را از طریق خود درمانی های ریکی تقلید کنم .<br />
<br />
اخیراً در یک روز زمستانی در حالیکه برای دیدار از خانۀ نیاکان خود در ولز بودم متوجه درخت صنوبر نقره ای عظیم الجثه ای شدم که با برخورد رعد و برقی که اخیراً اتفاق افتاده بود به دو نیم شده بود. ریشه های نیمی از آن درخت هنوز محکم و استوار بود و در حال تولید جریان سلامتی از شیرۀ گیاهی جهت درمان خود بود نیم دیگر درخت بر روی زمین به حالت مرگ افتاده بود. همانطور که به سمت درخت در حرکت بودم می توانستم فقدان بی کرانی که بخش ایستادۀ درخت احساس می کرد و وضعیت خطیر نیمۀ افتادۀ درخت که کاملاً از بخش ایستاده جدا شده بود را احساس کنم.<br />
<br />
شروع به انتقال ریکی به بخش ایستادۀ درخت کردم اما مقاومتی را می توانستم احساس کنم بنابراین از راهنما های خود درخواست کمک کردم . به من گفته شد که باید نیمۀ افتادۀ درخت را ریکی کنم و به محض اینکه اینکار را انجام دادم انتقال انرژی را حس کردم . همانگونه که ریکی در سرتاسر دستان من جریان پیدا کرد احساس کردم که ارتعاشی وارد بدن من شده است ، چنین حسی را هرگز تجربه نکرده بودم – جوهرۀ درخت – معرفت، انرژی، خرد، و عشق آن.<br />
<br />
سپس به سمت منتقل نمودن این انرژی به بخش ایستادۀ درخت هدایت شدم که در ادامه این کار را نیز انجام دادم. تجربۀ عجیبی بود که با قدرشناسی و عشق بخش سالم این درخت عظیم الجثه احاطه شده بود. هنگامی که جریان انرژی متوقف شد ، قادربه بازگشت به usui Reiki معمولی و کاربر روی درمان تنه شکستۀ درخت بودم. راهنماهای من به من گفتند که درخت به خاطر کمک من بسیار سپاسگذار بوده و این اجازه را به من می دهد که از ارتعاش آن برای کمک به دیگران استفاده کنم. آنها به من گفتند که می توانم به مردم کمک کنم تا با آن نوع خاصی از ارتعاش انرژی "ببینند".<br />
<br />
به محض اینکه مکان را ترک کردم قسمت افتادۀ درخت را لمس کرده و حس کمی نسبت به اینکه گویا هوشیاری درخت رفته بود و تنها به تکه چوبی تبدیل شده بود.<br />
<br />
به منظور به یاد داشتن انرژی درخت نمادی برای آن در نظر گرفتم چراکه روش معمولی است که با بسیاری از دیگر انواع ریکی و کار با انرژی همراه می باشد. نماد مورد نظر می بایست راهی برای رها کردن این انرژی بوده تا برای خود و دیگران جریان پیدا کند و به عنوان روش ساده ای برای انتقال انرژی به دیگران باشد. زمانی که در حال تصمیم گیری در مورد اینکه چه چیزی را به عنوان یک نماد استفاده کنم بودم به دانش و معرفت مردم سلتیک (اجداد من) برگشته و پی بردم که هدفی که در اگامی (Ogham) باستانی برای درخت صنوبر نقره ای استفاده می شد همان حرف A   در الفبای مدرن است.<br />
<br />
این موضوع باعث شد که به سفر دیگری بروم تا مکتب هایی که معتقد بودند که درخت صنوبر نقره ای توانایی دیدن فاصله های طولانی – مشاهدۀ افق – " دیدن " را دارد کشف کنم. در ولز شروع به درک معنی درخت و دانش و معرفت مردم سلتیک کردم . در حال حاضر به شدت معتقدم که آنها ذات هر درخت و هر نوع گیاهی را می دانستند – ارتباط آنها با زمین مادر به گونه ای  کامل بود که در مورد طنین ها و انرژی های اطراف خود حساس بوده ، و این انرژی ها را در جهت کمک  به خود در زندگی به کار می بردند.<br />
<br />
تصمیم گرفتم که انواع دیگری از درختان را نیز امتحان کنم و ببینم آیا مدلی برای این انرژی بوده اند یا خیر. نقطۀ شروعی با حرف A  به من نشان داده شده بود بنابراین تصمیم گرفتم که با آخرین حرف الفبای سلتیک” y” یا درخت سرخدار کار کنم. این شانس را پیدا کرده بودم که از قبرستانی در گلوسسترشایر (Gloucestershire) بازدید کنم ، در این قبرستان 99 درخت سرخدار روئیده بود- تلاش بسیاری شده بود که در آنجا صد درخت کاشته شود ، اما آن درخت همیشه می میرد . در اینجا من طنینی با یک درخت سرخدار که اجازۀ کار با انرژی خود را به من داده بود پیدا کردم ، این درخت از طریق راهنماهای من به من اطلاع داده بود که " من را تا رسیدن به انتها" راهنمایی خواهد کرد. من نمادی را به انرژی متصل نموده و شروع به کار کردم  و به این نتیجه رسیدم که در مقابله با هر گونه تغییر یا از دست دادنی مرا کمک کرد : تسریع در روندهای بهبودی، یا راهنمایی به من در میان مسیرهای  سخت و ناهموار به سهولت راهنمایی می کرد.<br />
<br />
 با استفاده از این روش با درختان و گیاهان بسیاری کار کرده ام که با کمک دانش و معرفت مکتب ها در انتخاب موقعیت ها و انواع انرژی بود. در نهایت به کار کردن با انرژی سلتیکی دیگری چون دریا هدایت شدم و به طرز باور نکردنی تجربه ای فوق العاده پرقدرت بود و نشان داد که سیستم سلتیک ریکی آمادۀ منتقل شدن می باشد برای اینکه دیگر انرژی ها آنقدر پر قدرت بودند که انسان آمادگی دریافت آنها را ندارد. به من گفته شده بود زمانی که نشانه ها کامل شدند دریا این اجازه را خواهد داد که تمام انرژی بالقوۀ آن کشف شود و به این ترتیب آخرین نماد این سیستم دارای شکل بسیار حقیقی از انرژی است.<br />
<br />
سیستم سلتیک ریکی یک تحول است ، با استفاده از این سیستم ، ماهیت کار با انرژی پدید خواهد آمد و به محض اینکه این روند به وقوع افتد اکثر اسرار ریکی سلتیک برای ما شناخته شده خواهد بود."]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;">مقدمه ای بر سلتیک ریکی</span><br />
<br />
<br />
سلتیک ریکی نوعی از usui reiki (اوسویی ریکی)  بوده که از ارتعاشات زمین و درختها و درختچه های به خصوصی به منظور ایجاد محیطی مناسب برای درمان و تجلی استفاده می کند.<br />
<br />
انرژی ریکی فرکانس گیاهان و درختان مختلف را تقلید می کند تا مطابق با دانش و معرفت سلتی و  کانالیزه شده جلو رود . از آنجایی که سلتیک ریکی یک ریکی وابسته به انرژی زمین می باشد ، بیش از آنکه به سمت پایین و از میان تاج (چاکرای تاجی) کانالیزه شود     ( که یکی از موارد مربوط به اوسویی ریکی است) ، از میان چاکرای ریشه به سمت بالا کانالیزه می شود . این مسئله سلتیک ریکی را تا حدودی شبیه به کندالینی (Kundalini) ریکی می سازد هرچند که سلتیک ریکی بر اساس کندالینی عمل نمی کند. در عوض نتایج به دست آمده شبیه به نتایج به دست آمده از اوسویی ریکی سنتی می باشد ، هر چند که به طور قابل توجهی تحت تأثیر سبک های انرژی " سلتی" می باشند.<br />
<br />
امروزه تمام سیستم سلتیک ریکی هنوز شناخته شده نمی باشد اما با این وجود با استفاده از هرآنچه که می دانیم ، از نظر انرژی به اندازه ای تکامل خواهیم یافت که با ارتعاشات قویتری ادامه دهیم.<br />
<br />
درجهت دستیابی به اهداف درس سلتیک ریکی انرژی ها از طریق سه همسوئی منتقل خواهند شد : اولی انرژی های جدید را معرفی و دانشجویان را برای انرژی های بعدی آماده می سازد، همزمان سازی دوم با انرژی های متجلی سروکار خواهد داشت و سومی در مورد درمان انرژی های اصلی صحبت خواهد کرد. علاوه بر نمادها و توضیحات، هر بخش جنبه های ریکی ، دانش و معرفت سلتیک و دستور العمل های دقیق و مفصل کاربرد آن را خواهد گنجاند.<br />
<br />
       <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تارخچه سلتیک ریکی</span><br />
<br />
سلتیک ریکی توسط مارتین پنتکوست (Martyn Pentecost)، یک استاد/مستر ریکی ساکن کرویدون (Croydon) انگلستان کشف شد. از آن به بعد این روش به عنوان روندی مداوم بوده که اغلب کثرت شیوع سلتیک ریکی بین سالهای 1998 و 2000 رخ داد. شرح ذیل در رابطه با تاریخچۀ سلتیک ریکی به زبان خود مارتین آمده است :<br />
<br />
مطالعه بر انواع مختلفی از ریکی به مدت چندین سال مرا به کار با طبیعت سوق داد . زمانی  که ریکی را در جهت کمک به حیوانات ، گیاهان ، درختان ، رودخانه  ها ، دریاچه ها ، اقیانوسها و خود زمین کانالیزه می کردم به این موضوع پی بردم که هر چیزی یک ارتعاش متفاوتی دارد – هر نوع از سنگ ، هر جریان ، هر نوع از گل انرژی منحصر به فرد خود را دارا می باشند. بعضی اوقات خود را در عمق این ارتعاش گم می کردم و بعضی اوقات به حدی می رسید که من می توانستم انرژی را از طریق خود درمانی های ریکی تقلید کنم .<br />
<br />
اخیراً در یک روز زمستانی در حالیکه برای دیدار از خانۀ نیاکان خود در ولز بودم متوجه درخت صنوبر نقره ای عظیم الجثه ای شدم که با برخورد رعد و برقی که اخیراً اتفاق افتاده بود به دو نیم شده بود. ریشه های نیمی از آن درخت هنوز محکم و استوار بود و در حال تولید جریان سلامتی از شیرۀ گیاهی جهت درمان خود بود نیم دیگر درخت بر روی زمین به حالت مرگ افتاده بود. همانطور که به سمت درخت در حرکت بودم می توانستم فقدان بی کرانی که بخش ایستادۀ درخت احساس می کرد و وضعیت خطیر نیمۀ افتادۀ درخت که کاملاً از بخش ایستاده جدا شده بود را احساس کنم.<br />
<br />
شروع به انتقال ریکی به بخش ایستادۀ درخت کردم اما مقاومتی را می توانستم احساس کنم بنابراین از راهنما های خود درخواست کمک کردم . به من گفته شد که باید نیمۀ افتادۀ درخت را ریکی کنم و به محض اینکه اینکار را انجام دادم انتقال انرژی را حس کردم . همانگونه که ریکی در سرتاسر دستان من جریان پیدا کرد احساس کردم که ارتعاشی وارد بدن من شده است ، چنین حسی را هرگز تجربه نکرده بودم – جوهرۀ درخت – معرفت، انرژی، خرد، و عشق آن.<br />
<br />
سپس به سمت منتقل نمودن این انرژی به بخش ایستادۀ درخت هدایت شدم که در ادامه این کار را نیز انجام دادم. تجربۀ عجیبی بود که با قدرشناسی و عشق بخش سالم این درخت عظیم الجثه احاطه شده بود. هنگامی که جریان انرژی متوقف شد ، قادربه بازگشت به usui Reiki معمولی و کاربر روی درمان تنه شکستۀ درخت بودم. راهنماهای من به من گفتند که درخت به خاطر کمک من بسیار سپاسگذار بوده و این اجازه را به من می دهد که از ارتعاش آن برای کمک به دیگران استفاده کنم. آنها به من گفتند که می توانم به مردم کمک کنم تا با آن نوع خاصی از ارتعاش انرژی "ببینند".<br />
<br />
به محض اینکه مکان را ترک کردم قسمت افتادۀ درخت را لمس کرده و حس کمی نسبت به اینکه گویا هوشیاری درخت رفته بود و تنها به تکه چوبی تبدیل شده بود.<br />
<br />
به منظور به یاد داشتن انرژی درخت نمادی برای آن در نظر گرفتم چراکه روش معمولی است که با بسیاری از دیگر انواع ریکی و کار با انرژی همراه می باشد. نماد مورد نظر می بایست راهی برای رها کردن این انرژی بوده تا برای خود و دیگران جریان پیدا کند و به عنوان روش ساده ای برای انتقال انرژی به دیگران باشد. زمانی که در حال تصمیم گیری در مورد اینکه چه چیزی را به عنوان یک نماد استفاده کنم بودم به دانش و معرفت مردم سلتیک (اجداد من) برگشته و پی بردم که هدفی که در اگامی (Ogham) باستانی برای درخت صنوبر نقره ای استفاده می شد همان حرف A   در الفبای مدرن است.<br />
<br />
این موضوع باعث شد که به سفر دیگری بروم تا مکتب هایی که معتقد بودند که درخت صنوبر نقره ای توانایی دیدن فاصله های طولانی – مشاهدۀ افق – " دیدن " را دارد کشف کنم. در ولز شروع به درک معنی درخت و دانش و معرفت مردم سلتیک کردم . در حال حاضر به شدت معتقدم که آنها ذات هر درخت و هر نوع گیاهی را می دانستند – ارتباط آنها با زمین مادر به گونه ای  کامل بود که در مورد طنین ها و انرژی های اطراف خود حساس بوده ، و این انرژی ها را در جهت کمک  به خود در زندگی به کار می بردند.<br />
<br />
تصمیم گرفتم که انواع دیگری از درختان را نیز امتحان کنم و ببینم آیا مدلی برای این انرژی بوده اند یا خیر. نقطۀ شروعی با حرف A  به من نشان داده شده بود بنابراین تصمیم گرفتم که با آخرین حرف الفبای سلتیک” y” یا درخت سرخدار کار کنم. این شانس را پیدا کرده بودم که از قبرستانی در گلوسسترشایر (Gloucestershire) بازدید کنم ، در این قبرستان 99 درخت سرخدار روئیده بود- تلاش بسیاری شده بود که در آنجا صد درخت کاشته شود ، اما آن درخت همیشه می میرد . در اینجا من طنینی با یک درخت سرخدار که اجازۀ کار با انرژی خود را به من داده بود پیدا کردم ، این درخت از طریق راهنماهای من به من اطلاع داده بود که " من را تا رسیدن به انتها" راهنمایی خواهد کرد. من نمادی را به انرژی متصل نموده و شروع به کار کردم  و به این نتیجه رسیدم که در مقابله با هر گونه تغییر یا از دست دادنی مرا کمک کرد : تسریع در روندهای بهبودی، یا راهنمایی به من در میان مسیرهای  سخت و ناهموار به سهولت راهنمایی می کرد.<br />
<br />
 با استفاده از این روش با درختان و گیاهان بسیاری کار کرده ام که با کمک دانش و معرفت مکتب ها در انتخاب موقعیت ها و انواع انرژی بود. در نهایت به کار کردن با انرژی سلتیکی دیگری چون دریا هدایت شدم و به طرز باور نکردنی تجربه ای فوق العاده پرقدرت بود و نشان داد که سیستم سلتیک ریکی آمادۀ منتقل شدن می باشد برای اینکه دیگر انرژی ها آنقدر پر قدرت بودند که انسان آمادگی دریافت آنها را ندارد. به من گفته شده بود زمانی که نشانه ها کامل شدند دریا این اجازه را خواهد داد که تمام انرژی بالقوۀ آن کشف شود و به این ترتیب آخرین نماد این سیستم دارای شکل بسیار حقیقی از انرژی است.<br />
<br />
سیستم سلتیک ریکی یک تحول است ، با استفاده از این سیستم ، ماهیت کار با انرژی پدید خواهد آمد و به محض اینکه این روند به وقوع افتد اکثر اسرار ریکی سلتیک برای ما شناخته شده خواهد بود."]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آیا در ریکی استاد اعظم وجود دارد؟]]></title>
			<link>http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=5</link>
			<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 03:12:58 -0400</pubDate>
			<dc:creator>nimamohyeddin</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=5</guid>
			<description><![CDATA[با عرض سلام و شاد باش<br />
مدتی است که تبلیغات متعددی توسط افراد مختلف در خصوص کلاسهای استاد اعظمی ،گرند مستری در اینترنت در حال انتشار می باشد ،عده ای نیز در این بین با ایجاد سلسله مراتب خود را در جایگاه این نام بزرگ تصور می نمایند.<br />
جهت تنویر افکار عمومی و با قاطعیت پس از جستجو و پرس و جوی فراوان از اساتید معتبر بین المللی که خود دارای سبکهای بزرگ و مهمی هستند به اطلاع می رسانم که در ریکی سلسله مراتبی برای رسیدن به درجه استاد اعظمی وجود ندارد.<br />
استاد اعظم در حقیقت بیشتر مربوط به سبکهای رزمی بوده که در آن فردی پس از سالها ممارست و تمرین به تکنیکهای ویژه ای دست می یابد و پس از تایید نهاد های فنی به عنوان صاحب سبک و استاد اصلی یا به عبارتی استاد اعظم آن سبک معرفی می گردد.<br />
با این تعریف لذا در ریکی تنها کسانی استاد اعظم هستند که خود دارای سبک مورد تایید و تست شده توسط اساتید معتبر بین المللی و نه چند شاگرد نا آگاه از حقایق خود باشند .<br />
در این بین اساتید معتبری همچون پاتریک زیگلر صاحب سبک سچیم و آل لاو خود و اساتید خود را حتی مستر نمی نامد و خود را فقط با عنوان تیچر یا مدرس/معلم آن سبک معرفی می نمایند.<br />
فرد معروف دیگری همچون اولی گابریل سن هم هرگز با داشتن چندین سبک ممتاز و قوی خود را گرند مستر ننامیده و همیشه خود را اولی (نام کوچکش) می نامد.<br />
البته در سیستمهای طریقتی همچون دراویش نیز چیزی به نام استاد اعظم نداریم و حداکثر قطب و پیر و ... که البته ریکی فارغ از اینگونه عناوین و مباحث است.<br />
لذا اگر همانند سایر مدارک تقلبی دست اول لیسانس و فوق لیسانس و دکترای مجازی و جعلی اگر به دنبال عنوانی دروغین هستید حتما" به یکی از این مراکز یک شبه با پول استاد اعظم شده مراجعه نمایید تا هم در داخل و هم در خارج مورد تمسخر و مزاح مدرسین ریکی و متافیزیک قرار بگیرید.<br />
یادمان باشد اگر واقعا" به جایگاه بالای معنوی و روحی می خواهیم دست یابیم بایستی همچو مولانا،شمس،خاقانی و .... فارغ از عنوان باشیم.<br />
باشد تا اینگونه به خاطر خود نمایی خود را در چالش انگشت نمای مردم شدن قرار ندهیم.<br />
شاید این کلام خواجه عبدالله انصاری مثال بارزی در این باره باشد که<br />
چو بر روی آب روی خسی باشی<br />
چو بر هوا روی مگسی باشی<br />
دلی به دست آر تا کسی باشی<br />
پیروز باشید<br />
بابک سرخپور<br />
منبع:<a href="http://babakmaster.com" target="_blank">babakmaster</a><br />
اینجانب نیما محی الدین مطالب فوق را پس از تحقیق و برسی فراوان تایید می کنم.<br />
<a href="http://www.nimamohyeddin.com" target="_blank">www.nimamohyeddin.com</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با عرض سلام و شاد باش<br />
مدتی است که تبلیغات متعددی توسط افراد مختلف در خصوص کلاسهای استاد اعظمی ،گرند مستری در اینترنت در حال انتشار می باشد ،عده ای نیز در این بین با ایجاد سلسله مراتب خود را در جایگاه این نام بزرگ تصور می نمایند.<br />
جهت تنویر افکار عمومی و با قاطعیت پس از جستجو و پرس و جوی فراوان از اساتید معتبر بین المللی که خود دارای سبکهای بزرگ و مهمی هستند به اطلاع می رسانم که در ریکی سلسله مراتبی برای رسیدن به درجه استاد اعظمی وجود ندارد.<br />
استاد اعظم در حقیقت بیشتر مربوط به سبکهای رزمی بوده که در آن فردی پس از سالها ممارست و تمرین به تکنیکهای ویژه ای دست می یابد و پس از تایید نهاد های فنی به عنوان صاحب سبک و استاد اصلی یا به عبارتی استاد اعظم آن سبک معرفی می گردد.<br />
با این تعریف لذا در ریکی تنها کسانی استاد اعظم هستند که خود دارای سبک مورد تایید و تست شده توسط اساتید معتبر بین المللی و نه چند شاگرد نا آگاه از حقایق خود باشند .<br />
در این بین اساتید معتبری همچون پاتریک زیگلر صاحب سبک سچیم و آل لاو خود و اساتید خود را حتی مستر نمی نامد و خود را فقط با عنوان تیچر یا مدرس/معلم آن سبک معرفی می نمایند.<br />
فرد معروف دیگری همچون اولی گابریل سن هم هرگز با داشتن چندین سبک ممتاز و قوی خود را گرند مستر ننامیده و همیشه خود را اولی (نام کوچکش) می نامد.<br />
البته در سیستمهای طریقتی همچون دراویش نیز چیزی به نام استاد اعظم نداریم و حداکثر قطب و پیر و ... که البته ریکی فارغ از اینگونه عناوین و مباحث است.<br />
لذا اگر همانند سایر مدارک تقلبی دست اول لیسانس و فوق لیسانس و دکترای مجازی و جعلی اگر به دنبال عنوانی دروغین هستید حتما" به یکی از این مراکز یک شبه با پول استاد اعظم شده مراجعه نمایید تا هم در داخل و هم در خارج مورد تمسخر و مزاح مدرسین ریکی و متافیزیک قرار بگیرید.<br />
یادمان باشد اگر واقعا" به جایگاه بالای معنوی و روحی می خواهیم دست یابیم بایستی همچو مولانا،شمس،خاقانی و .... فارغ از عنوان باشیم.<br />
باشد تا اینگونه به خاطر خود نمایی خود را در چالش انگشت نمای مردم شدن قرار ندهیم.<br />
شاید این کلام خواجه عبدالله انصاری مثال بارزی در این باره باشد که<br />
چو بر روی آب روی خسی باشی<br />
چو بر هوا روی مگسی باشی<br />
دلی به دست آر تا کسی باشی<br />
پیروز باشید<br />
بابک سرخپور<br />
منبع:<a href="http://babakmaster.com" target="_blank">babakmaster</a><br />
اینجانب نیما محی الدین مطالب فوق را پس از تحقیق و برسی فراوان تایید می کنم.<br />
<a href="http://www.nimamohyeddin.com" target="_blank">www.nimamohyeddin.com</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چرا در ریکی استاد معنوی نداریم؟]]></title>
			<link>http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=4</link>
			<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 03:18:28 -0400</pubDate>
			<dc:creator>admin</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=4</guid>
			<description><![CDATA[چرا در ریکی استاد معنوی نداریم؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[چرا در ریکی استاد معنوی نداریم؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[درمانگری گسترده]]></title>
			<link>http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=2</link>
			<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 03:16:36 -0400</pubDate>
			<dc:creator>admin</dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">http://reiki-iran.org/forum/showthread.php?tid=2</guid>
			<description><![CDATA[درمانگری گسترده<br />
کارگاه 2 روزه آموزش ماگنیفاید هیلینگ(درمانگری گسترده)در تهران<br />
برای کسانی که سطح 2 ریکی را گذرانده اند.<br />
در این کارگاه میاموزید:<br />
تاریخچه درمانگری گسترده<br />
درمانگری گسترده یک پرسپکتیو جدید از علوم کهن<br />
آشنایی با کوان ین<br />
مراقبه جهت کسب اقتدار<br />
تنظیم مراکز انرژِی در بدن<br />
کاربرد درمانگری گسترده در درمان بیماری ها و گره ها<br />
شفا دهی از راه دور<br />
تشرف در ماگنیفاید هیلینگ و ارائه گواهی نامه بین المللی از سنتر مرکزی در آمریکا(<a href="http://www.magnifiedhealing.com" target="_blank">http://www.magnifiedhealing.com</a>).<br />
تلفن جهت رزرو جا: 02144167986-09122120988-09192637069-09191004570<br />
مدرسین:مهشید دژن-نیما محی الدین]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[درمانگری گسترده<br />
کارگاه 2 روزه آموزش ماگنیفاید هیلینگ(درمانگری گسترده)در تهران<br />
برای کسانی که سطح 2 ریکی را گذرانده اند.<br />
در این کارگاه میاموزید:<br />
تاریخچه درمانگری گسترده<br />
درمانگری گسترده یک پرسپکتیو جدید از علوم کهن<br />
آشنایی با کوان ین<br />
مراقبه جهت کسب اقتدار<br />
تنظیم مراکز انرژِی در بدن<br />
کاربرد درمانگری گسترده در درمان بیماری ها و گره ها<br />
شفا دهی از راه دور<br />
تشرف در ماگنیفاید هیلینگ و ارائه گواهی نامه بین المللی از سنتر مرکزی در آمریکا(<a href="http://www.magnifiedhealing.com" target="_blank">http://www.magnifiedhealing.com</a>).<br />
تلفن جهت رزرو جا: 02144167986-09122120988-09192637069-09191004570<br />
مدرسین:مهشید دژن-نیما محی الدین]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>